* الان که دارم با سیستم کار میکنم از روی عادت دارم آهنگ گوش میکنم، از اونجایی که خودم حوصله آهنگ دانلود کردن رو با این سرعت افتضاح اینترنت و فیلترینگ شدید ندارم، اینه که باید از این و اون آهنگ بگیرم، آهنگهایی رو که الان دارم گوش میکنم رو دختر خالهم تو یه پوشه جمع کرده برا خودش، آقا از این چند دهتا آهنگی که هست یکیش توش دلینگ دلونگ نیست، همهش از این آهنگهای به قول بچهها تو کار غم و موضوعش عشق و عاشقی و رَفت و مُرد و خون و تیغ و از اینا.
* جالبهها هر کی تو هر دورهای از زندگیش یه نوع غم داره، من خودمم یه دوره غم عاشقی رو داشتم و ادعا میکنم اکثرا اینطور غمی رو دارن، ولی الان اونطور غمی نی. الان تمام غمم اینه که سرور سایت به یه حالت پایدار و Stable در بیاد، دیگه کمکم داره واقعا اعصابم رو خرد میکنه، الان غمم اینه که بشینم درس بخونم، اینترنت برا آدم نون و زندگی نمیشه، برنامه نویسی تحت وب هم همینطور (با توجه به روند فیلترینگ سایتها مگه آدم مریضه یه چیز بنویسه که بعدا فیلتر شه).
* خوبه که آدم غمهاش رو یه جا برا خودش یادداشت کنه، من خودم که کلا آدم فراموشکاریم و زود یادم میره چی بوده و چی نبوده، ولی اگه آدم یادش بمونه خیلی تو آیندهش میتونه کمکش کنه.
خیلی با طعنه حرف میزنیا
چطور؟
من طبق حقی که دارم نظر شخصی خودم رو اعلام کردم، تو هم طبق دموکراسی حاکم نمیتونی منو از این حق خودم محروم کنی :).