* بعضی وقتا شــَــکی که تو وجودمه، چیزی بیشتر از یک عذاب میشه برام.
* با شرایطی که الان اطراف خودم میبینم و با جهانبینی که الان دارم، تصورم اینه که با توجه به موقعیتی که دارم، احتمالا بهترین تصمیم رو گرفتم؛ تصمیمی با بیشترین سود و کمترین ضرر در کل. امیدوارم که حقیقت هم همین باشه.
* «اصلا وقتی حالا برحسب شانس، تصادف یا رندوم یا نه از روی یه نقشهی از پیش تعیین شده تو یه موقعیتی قرار گرفتی باید ببینی باید چیکار کنی... نه اینکه بگی چرا من... چرا اون نه...»(+).
* نوع نگاه عالیه به نظر من، عالی! برداشتن نگاه از یک مفعول ِ منتقد ِ مجرد و تبدیل به یک فاعل ِ مبتکر ِ مجرد :) یعنی حالا که من مفعول قرار گرفتم، از این به بعد خودم فاعل باشم و نه از این به بعد هم، منتظر فعل ِ فاعل ِ دیگری بودن. فقط به نظر من یه عیبی که توش هست اینه که من متنفرم از مخلوق بودن اینطوری، ولی ظاهرا چارهای نیست.
* این دیدگاه میتونه زندگی این چند وقتم رو از تفکرات نهیلیستانه خارج کنه، ولی خب مساله هنوز سر جاشه.
* من سه روز هفته رو سرماخوردهام، سه روزش رو امتحان دارم، یک روزش رو هم دیگه حوصله ندارم!
* برنامهای که اینجا گفته بودم رسیده به این عکس بالا. میتونه معادله رو پیدا کنه و اونو رسم کنه. الان وقت ندارم که به اینترفیسش برسم. میرم دانشگاه، انشاالله اگه وقت شد همونجا درستش میکنم. البته هنوز خطا داره یه چیزی در حد مثلا ۰.۰۰۰۰۰۰۰۰۱!!!
* بعد اینکه من واقعا ازتون معذرت میخوام که میام بلاگهاتونو نظر نمیدم. واقعا نمیدونم چرا زمان با من لج کرده و خیلی سریع میگذره و به خاطر همین واقعا وقت نمیشه که من از روی دل جمع و خاطری آسوده و اینا بتونم نظر بدم، نظر سرسری دادن رو هم دوست ندارم. انشاالله بعد از کنکور جبران کنم و نظرات گهربارم رو روانه کامنتدونیها خواهم کرد :دی
* حدودن موفق بودم توش، البته از نظر خودم :) از ۲۵ نمره، ۲.۵ نمرهش رو ننوشتم فقط :دی
* خدا کمک کنه اون قسمت تمریناش رو هم خوب بدم انشاالله :) دعا کنید.
* یکی از فواید استاد ِ زن داشتن اینه که هر چند وقت یک بار کلاست ۴۰ دقیقه بیشتر طول نمیکشه :))
* بیربطنوشت: فردا میانترم آنالیز دارم (بخش قضیهها)، شنبه میانترم آنالیز (بخش تمرینها) و یکشنبه میانترم توابع مختلط. دعا کنید.