* دو سه روز اولی که اینجا رو راه انداختم خیلی انرژی داشتم برا نوشتن، یعنی راستش رو هم بخواین الان هم دارم ولی اونوخ موضوع پیش میومد ولی الان موضوع نیست،شاید هم من تنبل شدم. فک کنم این وبلاگنویسی هم چیزی باشه مثه هوس زن زائو، یه وقت هست، یه وقت نیست.
* چقدر خوبه همه یه وبلاگ داشته باشن که توش از خودشون بنویسن، فک کنم اگه خودسانسوری نباشه کلا زندگی شیرینتر میشه.
قدیمیا میگن تب داغ زود عرق میکنه.
مواظب باش عرق نکنی!
و زود هم می خوابه!
به نظرم بلاگ داشتن واسه اینه که حرفایی که به فکرت میاد ولی نمیتونه خوب بیانشون کنی بنویسی یه جور تجزیه تحلیل کردن با خودت با فکرات ... پس بنویس واسه شناخت خودت خط دادن به خودت ... البته چرت و پرتای روزانه و سیاسی هم میتونی بنویسی ... D:
جون مینویسی پس هستی ...
دقیقا استدلال دکارتی که آخر کار آوردی همه چیز رو روشن کرد :)
می نویسم پس هستم
همیشه حرفایی هست برای نگفتن...
و ارزش واقعی هر کس به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد...
بازم میگم سخته، خیلی هم ...