نوشته های دکتر خودم

اینجا من یعنی خودم در مورد خودم و خود خودم می نویسم

نوشته های دکتر خودم

اینجا من یعنی خودم در مورد خودم و خود خودم می نویسم

منِ خیال پرداز

 * امشب فکر کنم از حدودای ۱۱ شب شروع کردم به خوندن. نسبتا خوب رفتم جلو ولی یه مساله‌ای بود که آخر شبی جدی باعث عذاب و رنجش خاطرم شد و اونم غرق شدن تو خیالاتم و خرد شدن اعصابم به خاطر اینکه زمان رو از دست دادم بود.

 * شما یه سوراخ دیوار به من نشون بده، دیگه کارت نباشه، من در مورد اون سوراخ دیوار هم میرم تو فکر و خیال. نمیدونم این یه حُسنه و یا واقعن یه صفت رذیله است که من دارم، در مورد کوچکترین چیزی میتونم خیال‌بافی کنم.

 * خیلی وقتا شده این خیال‌بافی کمکم کرده، مثلن برخورد من با یه مساله ریاضی اگه خیال‌بافانه باشه و خودم رو ببینم که دارم سر کلاس این مساله رو میگم، خوب مُسَلَمَن برای اینکه جلوی دانشجوهام کم نیارم شروع به فکر کردن روی مساله میکنم و جالب اینجاست بالاخره هم حل میشه :)).

 * حالا مشکلی که هست، این خیال‌بافی‌هام داره اذیتم میکنه، حس میکنم جلوی درس خوندنم رو میگیره {برادرم حِست را}، بعد میخوام جلوش رو بگیرم یا نظام‌بندش کنم. اونوخ نمیدونم میشه نمیشه یا هر چیز دیگه‌ای. این تفکر هم از جایی ناشی شده که فکر میکنم همه آدمای موفق یه خصوصیت مشترک داشتند و اونم اینه که خیال‌پرداز نبودن.

 * اونوخ فک کنم این یه ذره اقضای سنمم باشه، نه؟ :))

نظرات 6 + ارسال نظر
آدمک پنج‌شنبه 4 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 09:09 ق.ظ http://konjj.blogfa.com

اتفاقا تا جایی که من میدونم همه آدمای موفق تا حدودی خیال پرداز بودن. چون اصلا خیال پردازی یکی از اجزاء نگرش مثبته. مثلا اینکه خودتو در موقعیت دلخواه مجسم کنی و...من نمیدونم قانون جذب واقعیت داره یا نه. ولی اینو میدونم که حداقل در مورد خودم این جور خیال پردازی یه حس خوب بهم میده و باعث میشه انگیزه ام برای تلاش برای رسیدن به اون موقعیت بیشتر شه.
ولی بهتره این خیال پردازی در اوقاتی غیر از درس خوندن باشه. یه نفر میگفت اگر وسط درس خوندن یه فکری اومد تو ذهنتون اونو یادداشت کنید تا بعدا بهش فکرکنید. این طوری ذهنتون مطمئن میشه که برای فکر کردن به اون موضوع بعدا وقت میذارید و آزاد میشه.

ها اینم پیشنهاد خوبیه، از این به بعد می‌نویسم خیال‌هام رو ولی باز ترسم از اینه که موقعی که خیال‌هام رو می‌نویسم برم تو خیال :))

بهار پنج‌شنبه 4 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 10:40 ق.ظ http://digar.blogsky.com

حالا اینی که اینقدر فکرتو مشغول کرده چی هست؟!!!!
که تازه اقتضای سنتم هست!!!!!

نه کلی عرض کردم،
قرار بر نکته برداری نبود :))

نهال پنج‌شنبه 4 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 02:10 ب.ظ

منم باس کنکور که میخوندم همین بودم ..
یهویی به خودم میاومدم و میدیدم از2 ساعتی که فلان درسو میخوندم تو ذهنم به قدم زدن تو فلان جا و فلان حرف استاد رفته ....خیلی زود زدم تمرکز کنم و آخرم دلیلشو نفهمیدم ...
اگه درسو دوست داشتم خوب میشد اگر نه واااا

دقیقن مشکل از همینجا ناشی میشه که منم نمیدونم چرا اینطوریه.

آرزو جمعه 5 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 01:14 ق.ظ http://arezuvafaryadhash.blogsky.com

یکی از دوستام که از شاگردای اول دانشگاه تهران یه پیشنهاد داده بهم در همین مورد که تو گقتی (یعنی که منم این مشکل دارم ) گفت کلا سعی کن وقتایی که یه چیزایی فکرتو مشغول میکنه حالا هر چی بشین یه تایمی رو واسش مشخص کن مثلا بگو یه خودت من فقط یه ساعت به این چیز فکر میکنم بعد دبگه تموم ، بعد با انواع خیال پردازیا خودت بکش بعد دیگه موضوع واست تکراری میشه ولش میکنی بعد بشین سر کارت ... (توضیحهای اضافیشو خودم اضافه کردما)
یه پیشنهاد دیگه که واسه خودم که خواهر کوچیکم بهم گقت این بود که موقع درس هر فکری که به ذهنت میاد یه گوشه یاداشت کن بعد به خودت بگو که من بعدا در موردش فکر میکنم ولی الان این مهمتره ... خودش میگفت که بعدشم من اصلا یادم میره اصلا میخواستم در مورد چی فکر کنم ... حالا خودانی هر کدومو خواستی و بهت ساختو امتحان کن ...:))

اون که بشینم در مورد یه چیز فکر کنم و خودش تکراری میشه رو من قبول ندارم، من یکی همینطور پشت سرهم یه ماه تو فکر و خیال باشم، بازم فکر و خیال دارم، نیست که این ماهیچه فکر و خیال ذهنم من خیلی قویه :))
روش دوم رو آدمک عزیز هم گفت، راستش من دیشب وقت نکردم فکر و خیال کنم، چون موضوع خیلی جالب بود و خودش کلن فکر و خیال بود :)) ایندفه که فکر و خیال خواست شروع شه، سعی میکنم اعمال کنم نظرت رو.
خودت تونستی اینارو عمل کنی؟ :دی

روزبه دوشنبه 8 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 06:01 ق.ظ http://amath.blogfa.com

درس هاتو بصورت نیم ساعت درس پنج دقیق استراحت بخون
شب درس نخون صبح بخون
این ها که میگی باسه خستگی ذهنه
ذهن وقتی به نتیجه نمیرسه میزنه تو خاکی
اگر به همچین موردی رسیدی پنج دقیق استراحت کن بعد موضوع رو عوض کن یا برو جولوتر رو بخون
ذهن نمی تونه مدام تمرکز کنه یه ضرب سه ساعت نخون بعد هیچی از همین روش ای بی اس من استفاده کن نیم ساعت درس پنج دقیق استراحت
بازم میگم شب درس نخون آدم شب ارامش بیشتر داره ولی عمق تمرکزش تو شب پایینه من این رو امتحان کردم چون خودم عادت به شب داشتم.
در ضمن ما تو نوجونی عادت به شب پیدا می کنیم ولی تو دوران جونی این ساعت تغییر می کنه کم کم می یاد تو روز.

اوکی اوکی،
من فکر میکردم تاحالا مدام نباید این ۵ دقیقه بینش تکرار بشه، چون تمرکز بهم میخوره، ممنون. بعد از ماه رمضون برمیگردم تو روز.
ممنون روزبه که هستی!

یگانه دوشنبه 21 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 11:46 ق.ظ http://ramgar.loxblog.ir/profile.php

سلام وبلاگ خوبی دارین.میگم اگه همیشه امیدتون به خداباشه هیچوقت کلافه نمیشین.موفق باشین

سلام.

ممنونم از لطفتون. امیدوارم لابق محبت شما باشم.

شما هم.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد