* امشب فکر کنم از حدودای ۱۱ شب شروع کردم به خوندن. نسبتا خوب رفتم جلو ولی یه مسالهای بود که آخر شبی جدی باعث عذاب و رنجش خاطرم شد و اونم غرق شدن تو خیالاتم و خرد شدن اعصابم به خاطر اینکه زمان رو از دست دادم بود.
* شما یه سوراخ دیوار به من نشون بده، دیگه کارت نباشه، من در مورد اون سوراخ دیوار هم میرم تو فکر و خیال. نمیدونم این یه حُسنه و یا واقعن یه صفت رذیله است که من دارم، در مورد کوچکترین چیزی میتونم خیالبافی کنم.
* خیلی وقتا شده این خیالبافی کمکم کرده، مثلن برخورد من با یه مساله ریاضی اگه خیالبافانه باشه و خودم رو ببینم که دارم سر کلاس این مساله رو میگم، خوب مُسَلَمَن برای اینکه جلوی دانشجوهام کم نیارم شروع به فکر کردن روی مساله میکنم و جالب اینجاست بالاخره هم حل میشه :)).
* حالا مشکلی که هست، این خیالبافیهام داره اذیتم میکنه، حس میکنم جلوی درس خوندنم رو میگیره {برادرم حِست را}، بعد میخوام جلوش رو بگیرم یا نظامبندش کنم. اونوخ نمیدونم میشه نمیشه یا هر چیز دیگهای. این تفکر هم از جایی ناشی شده که فکر میکنم همه آدمای موفق یه خصوصیت مشترک داشتند و اونم اینه که خیالپرداز نبودن.
* اونوخ فک کنم این یه ذره اقضای سنمم باشه، نه؟ :))
اتفاقا تا جایی که من میدونم همه آدمای موفق تا حدودی خیال پرداز بودن.
چون اصلا خیال پردازی یکی از اجزاء نگرش مثبته. مثلا اینکه خودتو در موقعیت دلخواه مجسم کنی و...من نمیدونم قانون جذب واقعیت داره یا نه. ولی اینو میدونم که حداقل در مورد خودم این جور خیال پردازی یه حس خوب بهم میده و باعث میشه انگیزه ام برای تلاش برای رسیدن به اون موقعیت بیشتر شه.
ولی بهتره این خیال پردازی در اوقاتی غیر از درس خوندن باشه. یه نفر میگفت اگر وسط درس خوندن یه فکری اومد تو ذهنتون اونو یادداشت کنید تا بعدا بهش فکرکنید. این طوری ذهنتون مطمئن میشه که برای فکر کردن به اون موضوع بعدا وقت میذارید و آزاد میشه.
ها اینم پیشنهاد خوبیه، از این به بعد مینویسم خیالهام رو ولی باز ترسم از اینه که موقعی که خیالهام رو مینویسم برم تو خیال :))
حالا اینی که اینقدر فکرتو مشغول کرده چی هست؟!!!!
که تازه اقتضای سنتم هست!!!!!
نه کلی عرض کردم،
قرار بر نکته برداری نبود :))
منم باس کنکور که میخوندم همین بودم ..
یهویی به خودم میاومدم و میدیدم از2 ساعتی که فلان درسو میخوندم تو ذهنم به قدم زدن تو فلان جا و فلان حرف استاد رفته ....خیلی زود زدم تمرکز کنم و آخرم دلیلشو نفهمیدم ...
اگه درسو دوست داشتم خوب میشد اگر نه واااا
دقیقن مشکل از همینجا ناشی میشه که منم نمیدونم چرا اینطوریه.
یکی از دوستام که از شاگردای اول دانشگاه تهران یه پیشنهاد داده بهم در همین مورد که تو گقتی (یعنی که منم این مشکل دارم ) گفت کلا سعی کن وقتایی که یه چیزایی فکرتو مشغول میکنه حالا هر چی بشین یه تایمی رو واسش مشخص کن مثلا بگو یه خودت من فقط یه ساعت به این چیز فکر میکنم بعد دبگه تموم ، بعد با انواع خیال پردازیا خودت بکش بعد دیگه موضوع واست تکراری میشه ولش میکنی بعد بشین سر کارت ... (توضیحهای اضافیشو خودم اضافه کردما)
یه پیشنهاد دیگه که واسه خودم که خواهر کوچیکم بهم گقت این بود که موقع درس هر فکری که به ذهنت میاد یه گوشه یاداشت کن بعد به خودت بگو که من بعدا در موردش فکر میکنم ولی الان این مهمتره ... خودش میگفت که بعدشم من اصلا یادم میره اصلا میخواستم در مورد چی فکر کنم ... حالا خودانی هر کدومو خواستی و بهت ساختو امتحان کن ...:))
اون که بشینم در مورد یه چیز فکر کنم و خودش تکراری میشه رو من قبول ندارم، من یکی همینطور پشت سرهم یه ماه تو فکر و خیال باشم، بازم فکر و خیال دارم، نیست که این ماهیچه فکر و خیال ذهنم من خیلی قویه :))
روش دوم رو آدمک عزیز هم گفت، راستش من دیشب وقت نکردم فکر و خیال کنم، چون موضوع خیلی جالب بود و خودش کلن فکر و خیال بود :)) ایندفه که فکر و خیال خواست شروع شه، سعی میکنم اعمال کنم نظرت رو.
خودت تونستی اینارو عمل کنی؟ :دی
درس هاتو بصورت نیم ساعت درس پنج دقیق استراحت بخون
شب درس نخون صبح بخون
این ها که میگی باسه خستگی ذهنه
ذهن وقتی به نتیجه نمیرسه میزنه تو خاکی
اگر به همچین موردی رسیدی پنج دقیق استراحت کن بعد موضوع رو عوض کن یا برو جولوتر رو بخون
ذهن نمی تونه مدام تمرکز کنه یه ضرب سه ساعت نخون بعد هیچی از همین روش ای بی اس من استفاده کن نیم ساعت درس پنج دقیق استراحت
بازم میگم شب درس نخون آدم شب ارامش بیشتر داره ولی عمق تمرکزش تو شب پایینه من این رو امتحان کردم چون خودم عادت به شب داشتم.
در ضمن ما تو نوجونی عادت به شب پیدا می کنیم ولی تو دوران جونی این ساعت تغییر می کنه کم کم می یاد تو روز.
اوکی اوکی،
من فکر میکردم تاحالا مدام نباید این ۵ دقیقه بینش تکرار بشه، چون تمرکز بهم میخوره، ممنون. بعد از ماه رمضون برمیگردم تو روز.
ممنون روزبه که هستی!
سلام وبلاگ خوبی دارین.میگم اگه همیشه امیدتون به خداباشه هیچوقت کلافه نمیشین.موفق باشین
سلام.
ممنونم از لطفتون. امیدوارم لابق محبت شما باشم.
شما هم.