نوشته های دکتر خودم

اینجا من یعنی خودم در مورد خودم و خود خودم می نویسم

نوشته های دکتر خودم

اینجا من یعنی خودم در مورد خودم و خود خودم می نویسم

منبع بی نهایت

* میگم خیلی خوبه که همیشه آدم امید داشته باشه، ولی خوبترش اینه که هر وقت ناامید شد دوباره امید پیدا کنه، یه جورایی سختی همیشه هست و یا ناامیدی‌هایی که من خودمم نمیدونم به خاطر چی به وجود میاد (دلیلی براش نمیتونم پیدا کنم) ولی خب اگه بخوام تو اون حس بمونم خیلی بد میشه، یه چیزی هم هست که نوع نوع رو میاره (: مثلن که میگن پول پول میاره، حالا شادی شادی میاره و ... .

 * من یکشنبه آینده میان‌ترم گسسته دارم، اگه تنبلی رو بذارم کنار به امید خدا میتونم نمره کامل میان‌ترم رو بگیرم. دقیقا الان این کنار گذاشتن تنبلی خیلی مهمه.

 * الان رو میرم رو سیستم علی یه فایل که میخواسته براش میل کنم، بعد هم میرم میخوابم تا اذون ((: بعد هم اگه شامی چیزی پیدا شد میشینم میخورم و بعد میرم سراغ گسسته، البته جبر خطی و آمار هم هستن که باید اونا رو هم بخونم.

 * بعد یه چیز هست، من این درس رو سر کلاس متوجه میشم، بعد این باعث میشه که خیال کنم درس رو بلدم، با این هم فکر کنم باید مقابله کنم، باید نکته‌های ریز رو هم حتی بخونم.

 * حرف آخر اینکه چقدر خوبه آدم به یه منبع بی‌نهایت وصل می‌بود که هر وقت خسته میشد ازش انرژی میگرفت، هر وقت دلش میگرفت یه جورایی آرامش میگرفت، هر وقت حرف‌هایی رو که به همه نمیتونست بزنه بهش میزد و هر وقت آدم نبود با بودنش آدم میشد. خدا جایگزین همه نداشته‌هاست.

نظرات 11 + ارسال نظر
آدمک چهارشنبه 10 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 05:21 ب.ظ http://konjj.blogfa.com

فقط ای کاش تو اون لحظه های استیصال یه جوری بهمون نشون میداد که با ماست و راه درستو هم نشونمون میداد. الان خیلی بهش نیاز دارم. چون رسیدم به یه جایی که خودم دیگه نمیتونم خوب و بدو از هم تشخیص بدم.

دقیقا، منم الان تو اینطور موقعیتی گیر کردم، در ضمن حس میکنم ایمان درست و درمونی هم ندارم که اونم راهو نشونم بده ولی به خاطر مهربونیش تا حالا که باهام با فضل برخورد کرده و خیلی دستم رو گرفته

بهار چهارشنبه 10 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 06:00 ب.ظ

خدا جایگزین همه نداشته هاست
ولی گاهی که دلگیر و خسته ایم اینو یادمون نمی مونه:(

من خیلی وقتا یادم نمیمونه،
با خدا بودن همیشه سود داره، همیشه

رضا چهارشنبه 10 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 09:15 ب.ظ http://rhhz.blogsky.com

۸۸ چهارشنبه 10 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 09:33 ب.ظ

برا هرکسی اندازه بزرگی خدا به اندازه شناخت اونه از خودش.

باید در مورد این جمله فکر کنم، شاید اینطور باشه.

مرجان چهارشنبه 10 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 11:23 ب.ظ

اگه تونستی راه حلی برای کنار گذاشتن اون تنبلیه پیدا کنی به منم بگو که شدیدا احتیاج دارم

بروی چشم ولی تو خو بچه زرنگی هستی

آرزو پنج‌شنبه 11 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 02:48 ب.ظ

شاید منم الان مثه تو باشم ...
انقدر ناامید که میخوام نباشم ... ولی نبودن هم کاری رو درست نمیکنه فقط درگیر همون فکرای پوچی ام که ناشی از همون شک است ... چرت و پرت میگم فکر کن م...کاش خدا انقدر پنهان نبود ...

یه جورایی آره! میدونی آرزو همیشه برا من این ناامیدی هم طوری برطرف شده که نمیفهمم چطور شد، خیلی عجیب شاید!

مدیرمرکز پنج‌شنبه 11 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 08:18 ب.ظ http://timarestan.blogsky.com/

اومدم چون نون نمک خوردیم...
فقط واسه یه آپ وقت داشتم:(
انشالله بیام مرخصی جبران میکنم(من حرف واسه گفتن زیاد دارم!)

مرسی داداش،
همین که یاد من کردی برا من خیلی خیلی ارزش داره
امیدوارم زود زود برگردی (:

Dead Man پنج‌شنبه 11 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 09:58 ب.ظ http://mardmorde.blogsky.com

واقعا حساب شما بچه درس خونا از ماها جداست .

حق داری ما رو تحویل نگیری . یه نظرم واسمون نزاری .

خدایا ما رو هم درس خون بگردان یکم کلاس بزاریم واسه اینا .

نه به خدا،
من باور کن کم میام نت، خیلی کم،
میام یه آپ میزنم و اگه امرجنسی یه چیزی باشه جواب و بدو برو دنبال کارم (:
خلاصه من همه جوره چاکرم (:

فائزه پنج‌شنبه 11 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 10:13 ب.ظ

سلام
کم پیدایی؟؟؟

سلام،
اختیار دارین، کم پیدایی از شماست :دی

مرجان جمعه 12 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 12:57 ق.ظ

خیلی!!!

حقیقت رو گفتم

دکی جون دوشنبه 15 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 09:54 ب.ظ http://dokijoon.blogsky.com

آقا راست می گی . همیشه خدا رو می تونی تو جای حالی ها پر کمی ولی وقتی بیشتر در موردش فکر کنی و تحقیق کنی می بینی در واقع داری با خودت حرف می زنی !

خدا خودش گفته که من از رگ گردن به شما نزدیک‌ترم، لازم نیست خیلی دور رفت.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد