* امروز بعد از چند روز رفتم فروم، وقتی آنلاین شدن دوستان لطف کردن و احوالپرسیدن، یکی از دوستان بهم پیغام زیر رو داد که میتونید مشروحش رو بخونید :
من نوشتم :دوستم نوشته :من نوشتم :تومحرم اونوقت شادی!!!!!!دوستم نوشته :
ey meysam ey albalo,khili mokhlesim
چاکرتم آقا رضا.
شاد باشی.
از حضرت زینب پرسیدن تو کربلا چی دیدی؟ گفت من چیزی جز زیبایی ندیدم، آقا رضا اینکه یه مرد با خون خودش و خانوادهش حق رو اثبات کرده و باعث شده حق نمیره شادی داره، اینکه یه فردی بوده که اینقدر امام زمانش رو خوب شناخته که دلش نیومده تا امامش تشنهست آب بخوره شادی داره،ما تو گریههامون هم شادیم.
* جدی جدی منم استعداد روضه خوندن هم دارما، اینو الان به صورت علمی کشف کردم. خوبه که آدم همونطور که خودش رو سرزنش میکنه خودش رو تشویق هم بکنه (:
* جانم جانم! بعضیا فهمیدن من چی میخوام بگم! بهبه! امشب تو این مجلش چه خبره؟! بـــــــــهبه! اون آخریا چیکار میکنن، صداشون نمیاد (((:
* جا داره الان بگم مداحی مراسم شما با ما یا نازلترین قیمت! با ما تماس بگیرید :دی
* ولی جدا از شوخی، بین خودمون بمونه، خدایی کربلات بهشته.
داره اثرات امتحانات و مقدار زیاد درس خوندنت روی مغزت نمودار میشه
قاط زدی.
جدی جدی خیلی تابلوئه؟
تو که استعداد سفسطه کردنت رو قبلا (بدون هیچ توضیحی) به ثبت رسونده بودی
فکر کنم یه ربطی با روضه خونی داره نه؟
بابا اون حقیقت بود، من از حقیقت دم زدم
بعد حالا بی ربط هم نیست همچین
سلام سلام

صبح بخیر
برات کامنت گذاشتم اما دیسکانکت شدم و همش پرید
یه بار که حوصله و وقت داشتم دوباره سرتو درد می یارم
فعلناش
سلام
،


الان عصرتون بخیر دیگه (:
مرسی، خیلی لطف کردین،
کلان فکر کنم من تسحیر (تحسیر، همین که میگن یارو سحر و جادو شده) شدم
منتظر میمونم
شاد باشید.
باور کن من متوجه اون حقیقتی که گفتی نشدم. تو هم که بابتش توضیح بیشتری ندادی بدجنس!
خب همین میشه که من میتونم سفسطه کنم، اگه قرار باشه که همه چی رو بگم دستم رو میشه
پ.ن:من با تو دیگه اینجوریم : اسمایلی دراز کردن دست و نشون دادن کف دست.
حسین بیشتر از اب تشنه ی لبیک بود ولی افسوس به جای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگ ترین درد او را بی ابی معرفی کردند
دیشب باز برات کامنت گذاشتم همین که دکمه تایید رو زدم دیسکانکت شد
دقیقا!
خدا بیامرزه شریعتی رو که روز به روز بعضی چیزایی که قبلا ازش خوندهم رو داره برام روشنتر میکنه.
اینم از بخت بد ماست
راضیم هرچی خدا خواست
+ اسمایلی علی عبدالمالکی.
از تابلو هم اونورتره. تابلو فرشه
تازه فردا هم میانترم جبرخطی دارم،
فکر کنم خود منظره بشم دیگه
:دی