* صدای محسن یگانه و سکوت قلبتو بشکن و برگرد ...
* روزهای سخت نبودن ِ با تو
خلا امید رو تجربه کردم ...
* ذره ذره آهنگ داره با وجودم راه میاد؛ یه چیزی در حد دیدن یه گل وقتی به زور خاک رو زده کنار، وقتی یه گنجشک به بچهش غذا میده، وقتی یه پدر بچهش رو میزنه، نه از خشم که از خون دل.
* سکوت قلبتو و بشکن و برگرد ...
سلام سال نو را به شما و خانواده محترمتان تبریک میگم.خوشحالم خواهین کرد نظرتونو در مورد پست اول وبلاگم بدونم.سربلندی و موفقیت شما دوست عزیز را از خدای خوب و مهربونمان خواستارم.شاد باشید و شاد زندگی کنین.
سلام. ممنونم.
چشم.
عیدت مبارک !
ممنون.
عید شما هم مبارک.
خدا رو شکر
میثی نیومدی وبلاگم، برات دعا کرده بودم
داره دهنم سرویس میشه، خدا رو شکر؟!
من اومدم؛ در مورد قبول شدنت نوشته بودی که راستش چون دل و دماغ نبود تبریک نگفتم، الان هم که دوباره چک کردم پست آخرت رمزداره و بنده حقیر رمز ندارم
ای بنده کبیر، رمزو خودت گم کردی. وگرنه من که بهت داده بودم!
پیری و هزار تا بلا دیگه
پدر که بچشو می زنه از روی خون دل !!!!!!!!!!!!! ...
خسته نباشی. امیدوارم هیچ وقت پدر نشی
آره، پدر از روی خون دل بچهش رو میزنه (: البته این قسمت ما نشد که پدرمون بزنه تا ببینیم خون دل میخوره یا نه، ولی اگه این چیزی که من گفتم رو درک کنی (
) مطمئن باش که پدر از روی خون دل بچهش رو میزنه.
این دعایی که کردی رو چند نفر دیگه هم کرده بودن، نمیدونم چرا اینقدر شبیه به هم