نوشته های دکتر خودم

اینجا من یعنی خودم در مورد خودم و خود خودم می نویسم

نوشته های دکتر خودم

اینجا من یعنی خودم در مورد خودم و خود خودم می نویسم

همدرس

 * میگم چیزی به اسم همدرس خیلی چیز خوبیه‌ها! یکی که ازت سوال کنه و مشکلاتش رو بپرسه، تو هم مجبور باشی به خاطرش درس بخونی و جواب بدی (: البته همین رفتار رو هم اون باید برا تو انجام بده، به چیزی شبیه هم مباحثه‌ای تو حوزه مثلن.

 * البته این نکته هم قابل تامله که همدرست باید از خودت بهتر باشه، یا حداقل مثل خودت باشه، فکر کن مثلن یکی باشه که بخوای هنوز مقدمات رو بهش بگی، دهنت سرویس میشه یعنی.

 * راستش رو بخوای، خودم الان که فکر میکنم می‌بینم اگه قرار باشه یه روزی اینطور چیزی تو دانشگاه‌ها مد بشه، من یکی تو سطح خودم انتخاب میکنم که با هم بکشیم بالا، یکی هم تو سطح پایین انتخاب میکنم که اونو بکشم بالا، اینجور چندتا خاصیت داره، یکی‌ش اینکه پایه‌ی دونسته‌های خودم قوی میشه، یه فایده دیگه‌ش هم اینه که برام لواشک میخره و اینا ((:

 * دکتر خودم، سه ساله از اینجا :دی

نظرات 9 + ارسال نظر
دکتر بانو یکشنبه 7 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 12:59 ق.ظ http://drbanoo.blogfa.com

خیلیها از این روش استفاده میکنند و با هم درس میخونند ولی من عادت دارم فقط تنهایی درس بخونم. (هنوز نمیتونم از فعل ماضی برای درس خوندن استفاده کنم!)
خط آخرش خیلی بامزه بود

با هم درس خوندن نه! با هم رفع اشکال کردن؛ من وقتی دارم درس میخونم تنها چیزی که میتونه سلب درس کنه از من، اینه که یکی بخواد بپره وسط کار یا سوال کنه، منظورم از این این بود که وقتی درس خوندم، یکی باشه که بیایم با هم بشینیم رفع اشکال کنیم (:
بعد تو یه پژوهشگری، این یعنی تا آخر عمرت باید درس بخونی، پس فعل ماضی برا تو کاربردی نداره (:

فری یکشنبه 7 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 12:13 ب.ظ http://fffery.blogsky.com/

مثلا نه مثلن! تو چه جور ریاضی هستی که دیکتت ضعیفه؟

خدایی تو مثلن رو راحت‌تر میخونی یا مثلا؟
چه کاریه که آدم بیاد دو ساعت راه خودش رو کج کنه! می‌نویسه مثلن، راحت اسمایلی یک شیرازی

نیلوفر یکشنبه 7 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 04:09 ب.ظ http://www.blueboat.blogskt.com

سلام

لذت بردم

سلام.
خدا رو شکر (:

مهدی یکشنبه 7 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 08:54 ب.ظ http://norm.blogsky.com

سلام...
خوبی عزیز؟؟؟
ایشالا که حالت خوب باشه...
سال نو مبارک...
متن جالبی نوشتی...
اگه همچین چزی مد شد بهتره که خودمون انتخاب کنیم چون اگه شانسی همردس انتخاب کنیم به قول خودت پدر آدم در میاد تا یکی که از پایه ضعیفه رو فول کنه..
ایده جالبی بود...
شاید بهتر باشه آدم با همکلاسیش همچین قراری بزاره...
البته از من که گذشت...
فعلا...

سلام.
مرسی، به خوبی شما خوبم (:
سال نوت مبارک، ان‌شاالله سال خوبی داشته باشی.

راستش من ترجیح میدم هر دوتاش رو داشته باشم؛ خدایی قبول کن نه میشه از سر اون شاگرد زرنگه گذشت، نه از سر لواشکا

شاد باشی

دکتر بانو دوشنبه 8 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 01:28 ق.ظ http://drbanoo.blogfa.com

بله خوب رفع اشکال خوبه. من و دوستام معمولا با هم اشکالامونو مطرح می کردیم و رفع میکردیم.

خب همین شد که شدی دکتر دیگه (: منم همینطور چیزی رو میخوام؛
الان سیستم آموزشی من اینطور چیزیه که خودم میخونم، خودم اشکالام رو پیدا میکنم، خودم اشکالام رو رفع میکنم، خودم میرم امتحان میدم، خودم نمره میگیرم، خودم خودم خودم :دی
حالا این وسط اگه یکی اشکالی هم داشت و پرسید جواب میدم، ولی اینکه بخوام گروهی درس بخونم و اشکال رفع کنم رو بلد نیستم (:

مرجان دوشنبه 8 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 01:51 ق.ظ

بنده کامنتهای دکتر بانو رو تایید میکنم

منم همینطور

پ.نون سه‌شنبه 9 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 04:13 ب.ظ http://babune.blogsky.com

اگه از اون پشت سریهات اونکه پیرهنش نارنجیه و اون صورتیه و اون بنفشه و اون قهوه ایه رو انتخاب کنى بهت قول میدم دکتراتو دوسال و نیمه بگیرى:) چون علاوه بر ایجاد انگیزه ى کافى خرخونى، دخترا خیلى خوب جزوه مینویسن، در نتیجه میتونى نت بر ندارى گوش کنى، خیلى با پشتکارن و خیلى جیگر تقلب کردنشون از پسرا بیشتره! اگه همه اینا رو با هوش مردونه جمع کنى یه معجون عالى از کار در میاد ؛) برو تو کارش !

میبینی تو رو خدا؟
چه راه‌های پیشرفتی رو این نظام از جلوی پای من برداشته! ولی خودمونیم، اگه اون بنفشه‌ه هم بود من راضی بودم
بعد قبول کن که اون هوش مردونه میتونه اگه یه ذره تلاش کنه جای همه‌ی اونا رو پر کنه

مدیر جمعه 26 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 09:36 ب.ظ http://timarestan.blogsky.com/

با همه احترامی که برای کار تیمی قائلم. باز هم تنها راه پیشرفت تو ایران رو اتکا بر استقلال و امور فردی میبینم!(شرایط ایران اینو اقتضا میکنه . و الا ما تو نیویورک لذت کار تیمی رو با هیچی عوض نمیکنیم!)

البته بحث روی تجرید بود :دی ولی خب! فکر که میکنم می‌بینم شما راست میگید، ولی خب من یه کار گروهی با همین دوستام تو دانشگاه راه انداختم، خیلی خوب بوده تا حالا (: البته دانشگاه مقیاس خوبی برای کل جامعه نیست.

مدیر جمعه 26 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 09:37 ب.ظ http://timarestan.blogsky.com/

راستی این عکس خودته؟!

نه بابا! این به این خوشتیپی، ما به این بدتیپی!
تفاوت از کجا تا کجا

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد