نوشته های دکتر خودم

اینجا من یعنی خودم در مورد خودم و خود خودم می نویسم

نوشته های دکتر خودم

اینجا من یعنی خودم در مورد خودم و خود خودم می نویسم

حد آرامش

 * جدی جدی من حد آرامشم! یعنی واقعن دیگه از خودم خجالت میکشم که اینقدر آرومم و هیچ استرسی ندارم، پس‌فردا میان‌ترم گسسته دارم و اونوخ مثلا یه سکشن درس میخونم و میام یه دور نیدفوراسپید بازی میکنم و دوباره مثلا دو ساعت درس و میام یه فیلم می‌بینم و خلاصه انگار نه انگار یه فصل دیگه درس مونده و منم وقت زیادی ندارم که تازه اینقدر دارم از دستش میدم.

 * این همخونه‌ایم بنده‌خدا الان داره خودش رو میکشه که چقدر درس داره و اینا ولی من نه! بی خیال! راحت! اصن در ملکوت سیر میکنم (:

 * خلاصه اینکه من به شخصه التزام عملی دارم به همه چی آرومه! من چقدر خوشحالم :دی (+)

نظرات 9 + ارسال نظر
مرجان شنبه 13 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 03:24 ق.ظ

منم موقع دانشجوییم همینقدر ریلکس بودم. تازه بدتر از تو. خیلی بدتر از تو

بدتر از من نه! خیلی بهتر از من، ریلکس بودن خو بد نی

تو شنبه 13 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 05:02 ق.ظ http://www.chasbandegihaye-roohe-ma.blogsky.com

خوبه ادامه بده...

به طور غریضی ادامه میدم

فاطمه شنبه 13 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 05:00 ب.ظ http://www.faseleha-30.blogsky.com

سلام خوبی ایول داری خیلی قشنگه وریتکس ریلکس ریتکس مینویسی یستردیبه منم سربزن خوشحال میشم لینکم کنی

سلام،
مرسی
هان؟ این که گفتی ینی چ؟ (وریتکس ریلکس ریتکس مینویسی یستردی)

۸۸ شنبه 13 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 08:18 ب.ظ

تا حالا کجا بودی
چرا دیر به دیر میای
خوبی
دیگه چیه خبر
همه چی آرومه

زیر سایه خدا
دیگه واقعن وخ نمیشه باور کن دلم بیشتر میخواد بیام.
مرسی، تو خوبی؟
سلامتی وجود نازنینت
من چقدر خوشحالم

آدمک شنبه 13 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 11:20 ب.ظ http://konjj.blogfa.com

من نظرمو راجع به این پست بعدا میگم.

باور کن من تمام تلاشم رو میکنم که واحد نیفتم، جدی من مشروط نمیشم، باور کن

نازی یکشنبه 14 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 05:01 ب.ظ http://anti-boy-ghavi.blogsky.com

e.e.e.e.e.e,e.
doktor vase chi intori migi khob arzesh dashtan yani chi

باور کن حقیقت رو گفتم

پ.نون یکشنبه 14 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 06:12 ب.ظ http://babune.blogsky.com

چقدر خوب چقدر ریلکس! اصلا باید همینطور باشه؟ آدمی که روی تاوه باشه هیچ جا رو نمی‌گیره، وسط راه می‌بره.

دکترها باید ریلکس باشن!

من با این آرامیشم میترسم به هیچ جا نرسم

88 دوشنبه 15 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 07:11 ب.ظ

دکتر
بیشتر بیا دلم برات میتنگه

سعی میکنم (:

88 دوشنبه 15 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 07:12 ب.ظ

دکتر تنگیده

تلاش کن (:

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد