نوشته های دکتر خودم

اینجا من یعنی خودم در مورد خودم و خود خودم می نویسم

نوشته های دکتر خودم

اینجا من یعنی خودم در مورد خودم و خود خودم می نویسم

دعای مطالعه

 * امروز همینطور که تو سیر و سلوک عرفانی خودم بودم :دی به دعای مطالعه رسیدم، این دعا اینه:

اللهم اخرجنی من ظلمات الوهم و اکرمنی بنور الفهم اللهم افتح علینا ابواب رحمتک و انشر علینا خزائن علومک برحمتک یا ارحم الراحمین
پروردگارا مرا از تاریکی هایی جهل نجات ده و به نور ادراک مزین فرما- خدایا درهای رحمت را بر ما بگشا و خزائن دانش را بر ما عرضه دار- ای بخشاینده ترین بخشایندگان

 * تو هر دعا و نیایشی که خونده میشه، یکی از مهم‌ترین چیزهایی که باید بهش توجه کرد، ترتیب چیزهاییه که خواسته میشه؛ مثلن تو همین دعا اول از خدا میخواد که از وهم نجاتش بده و بعد میخواد که فهم مطلب رو بهش بده؛ اگه تو درس خوندن عادی خودمون هم توجه کنیم، تا وقتی توهم و خیال باشه نمیشه درس رو فهمید، درس یه جوری میشه، وقتی آدم واقع‌بین باشه (منظورم از واقع‌بین اینه که وظیفه‌ی خودش رو تو شرایطی که هست تشخیص بده، مثلن من الان که باید درس بخونم، بلند نشم بیام پست بدم) به صورتی طبیعی کارهاش بهتر میره جلو.

 * پاسخ به یک شبهه : سوالی که امروزه اکثر جوانان از من میپرسن اینه که چطور میشه که با یک دعا، آدم درسش بهتر بشه و اینا؟!، خب جوابی که من میتونم خدمت این دوستان عرض کنم اینه که همینی که هست! ؛) ببینید هر کسی در درازمدت یه نکته رو با خودش تکرار کنه (مثلا هر روز که بلند میشه بگه امروز سرم درد میکنه) بعد از یه دوره‌ای این باورش میشه، اثر تلقین خیلی زیاده، خیلی!، خب حالا اگه یه نفر همه‌ش وردش این باشه که خدایا ازم وهم رو دور کن، جدا از اثرات متافیزیکی که مطمئنن وجود داره، این خودش یه تلقین میشه براش که باید از خیال و توهم دور باشه، خب این باعث میشه خیلی تو درس خوندنش پیشرفت کنه.

 * ان‌شاالله خدا همه‌مون رو از وهم و خیال غیرمفید دور بگرداند و درس‌خون‌های خیلی خفنی تبدیل نماید؛ و صلی الله علی سیدنا محمد {در این لحظه میکروفن رو میزنم کنار و از منبر میام پایین، بعد همه هم جلوی پام بلند میشن :دی}.

نظرات 10 + ارسال نظر
comix دوشنبه 8 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 02:06 ب.ظ http://reminders.blogsky.com

ضمنا این وبلاگ روزی چند صد بار ممکنه بروز بشه، دلم میخواد اینجا هر چی به ذهنم رسید بنویسم، از چیزی که دارم میخورم تا خوابی که دیشب دیدم.


اینو دوس داشتم!

خیلی وقت بود اینو نخونده بودم؛ ممنون که یادآوری کردی (:

comix دوشنبه 8 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 02:08 ب.ظ http://reminders.blogsky.com

تحلیل جالبی بود تا حالا اینطوری به دعای مطالعه دقت نکرده بودم.
باید یه کاری کنم هر روز این دعا رو بخونم تا موقع درس خوندم نرم توی وهم!
تذکر خوبی بود استفاده کردیم! ممنون!

راستش رو بخوای خودمم تا قبل از امروز اینطور نگاه نکرده بودم (:
خواهش میکنم.

comix دوشنبه 8 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 02:13 ب.ظ http://reminders.blogsky.com

مثلا = مثلن !

نع خب!
شما کامنت دوم http://porpot.blogsky.com/Comments.bs?PostID=316 رو که در جواب فری دادم بخون

دکتر بانو دوشنبه 8 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 03:02 ب.ظ http://drbanoo.blogfa.com

با وجود خوندن این دعا باز هم هنوز تو وهمی که.
من هم هر روز صبح که شروع به درس خوندن میکردم این دعا رو می خوندم.
حتی گاهی وقتی میخواستم برای امتحان خواهرم دعا کنم از همین دعا استفاده میکردم. فقط ضمیرش رو میکردم ـها

قرار نیست هر کی هر چی گفت بهش عمل کنه که
بعد راستش رو بخوای خیلی برام جالب بود حرفت؛ میدونی که! تصور اینه که اینایی که رفتن و به یه جایی رسیدن دیگه نه خدا دارن و نه پیغمبر و اینا (به جان خودم عوام اینطور میگن، تقصیر من نیس خو)، بعد حالا که شما اینطور گفتی با این تصور من خیلی برام درسناک بود (:
بعد اینکه خوب کلک رشتی میزدیا

دکتر بانو دوشنبه 8 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 11:41 ب.ظ http://drbanoo.blogfa.com

comix سه‌شنبه 9 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 12:41 ب.ظ

خوندمش ! ولی بازم نظرم همون مثلا هست!

البته تعدد آرا لازمه‌ی دموکراسیه

پ.نون سه‌شنبه 9 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 04:15 ب.ظ http://babune.blogsky.com

حاج آقا ، استخاره هم میگیرن؟! D:

بله بله

نهال سه‌شنبه 9 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 11:33 ب.ظ

من این دعا رو حفظ بودم کلاس سوم که بودیم پشت در کلاسمون بود ....
اگه اعتقاد داشته باشی کلا خوب جلو میری ...

داشتم، یه مدت اعتقاد داشتم؛ بعد از همه چی اعتقادم برگشت، انگار دوباره دارم اعتقاد پیدا میکنم، راستش رو بخوای چیزهایی می‌بینم که نمیتونم اعتقاد نداشته باشم.

مرجان چهارشنبه 10 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 02:12 ق.ظ

پستتو نخوندم. فقط دعا رو دیدم. من تقریبا از زمان کنکورم، همیشه همیشه قبل از درس خوندنم این دعا رو میخوندم و موقع خوندنش عمیق بهش فکر میکردم و فکر کنم هیچ دعایی به اندازه این روم تاثیر نمیذاشت. الان که دیگه درس نمیخونم اما اگه روزی بخوام بخونم حتما بازم قبلش این دعا رو میخونم.

من برعکس تو (: خیلی یادم نمیاد برا درس خوندن این دعا رو خونده باشم؛ ولی هر چی که میگذره، یه چیزایی می‌فهمم از زندگی که می‌بینم نه! علاوه بر اینی که می‌بینم یه چیزای دیگه‌ای هم هست.

مدیر جمعه 26 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 09:29 ب.ظ http://timarestan.blogsky.com/

حاج آقا التماس 2 آ!
ولی از شوخی گذشته جالب بود...
البته باید بررسی کرد منظور از وهم چیه..
چون خیلی از نو آوریها زمانی خیالپردازی و نوعی وهم بوده...

محتاج به دعا پسرم :دی
وهم یعنی چسبوندن معادلات دیفرانسیل به زن و بچه چیزی که خیلی به من به شدت دارمش
ولی راستش رو بخوای الان من شک کردم، اینو حتمن باید سوال کنم (:

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد