* فرض کنید که شما به میدون ترهبار میرید و به شما میگن که از بین همهی جعبهی میوهها و سبزیجاتی که هست، سبد خودتون رو پر کنید، به طوریکه از هر جعبه، یه دونه از محتویات برا سبد خودتون برداشته باشید. به نظر میاد که این کار خیلی بدیهی و ساده باشه، خب از اول میدون شروع میکنیم و از هر جعبه یه دونه میذاریم تو سبدمون و این کار رو ادامه میدیم تا به آخر میدون ترهبار برسیم. ولی آیا همیشه این کار به همین آسونیه؟
* اجازه بدین کمی ریاضیوار به مساله نگاه کنیم. یه مجموعه یا تهی هست و یا نیست، اگر تهی نباشه پس بنابر تعریف میشه از اون عنصری رو انتخاب کرد، به همین صورت، بنا به تعریف ضرب دکارتی۱ دو مجموعه، اگر هر دو مجموعه تهی نباشند، تهی نخواهد بود. با کمک و استفاده از استقرا، برای هر تعداد متناهی از مجموعههای ناتهی، میتونیم ثابت کنیم که حاصلضرب دکارتیشون ناتهیه. ولی چرا این حکم باید برای تعداد نامتناهی برقرار باشه؟
* با بیان پاراگراف اول، اگر میدون ترهبار، انتهایی نداشته باشه و فرضا مثل فیلم ماتریکس، از هشت طرفمون گسترش پیدا کنه، چه دلیلی وجود داره که ما بتونیم از هر جعبه، یک نوع در سبد خودمون داشته باشیم؟
* جواب این سوال، چیزی هست که تسرملو در ۱۹۰۴ تحت یک اصل موضوعه ارائه داد و اون اصل، «اصل انتخاب» نام گرفت: «حاصلضرب ِ دکارتی ِ خانوادهی ناتهی از مجموعههای ناتهی، ناتهی است.». به عبارت دیگه «اگر خانوادهای از مجموعههای ناتهی ِ اندیسگذاری شده توسط مجموعهی ناتهی
باشد، آنگاه یک خانوادهی
وجود دارد، به طوریکه
برای هر
در
.
* ایدهی انتخاب ِ واژهی «انتخاب» و یا به عبارتی، وجه تسمیهی «اصل انتخاب»، دقیقا چیزی هست که در پاراگراف اول اومد: «توانایی تشکیل "مجموعهی انتخاب" با انتخاب ِ یک عضو از هر مجموعهی ناتهی، در خانوادهی مورد بحث.». ما میتونیم سبدمون -مجموعهی انتخاب- رو با قدمزدن در میدون میوه و ترهبار و انتخاب یک عضو از هر جعبه -مجموعههای ناتهی- پُر کنیم. هوم؟
* اصل انتخاب، فقط وجود ِ مجموعهی انتخاب رو بیان میکنه و راهی در مورد ساختن اون و یا توضیحی در مورد شکل اعضاش ارائه نمیده، به بیان دیگه، در صورتی که راهی برای ساختن یک مجموعهی انتخاب داشته باشیم، حتی نیاز نیست از اصل انتخاب استفاده کنیم و میشه از اون اجتناب کرد. برای روشن شدن این موضوع، راسل مثال میزند: «اگر بینهایت جفت کفش داشته باشیم، به راحتی میتوانیم از هر جفت یکی را به سادگی انتخاب کنیم، مثلا لنگهی چپ را برمیداریم. اصل انتخاب برای کفشها مورد نیاز نیست، ولی برای جورابها، به اصل انتخاب نیاز داریم.».
* اصل انتخاب لزوما به همین نازی و نجیبی نیست و ممکنه نتایجی داشته باشه که لزوما برای ما بدیهی نیست . برای مثال گیریم که یک سیب داریم، باناخ-تارکسی در ۱۹۲۴ نشان دادند (و توضیح انگلیسی در اینجا) که با استفاده از اصل انتخاب، میتوان این سیب را به چند تکهی متناهی تجزیه کرد، و با یک چینش متفاوت، از آن تکهها، دو سیب مثل سیب اول بدست آورد!۲ :)
* اصل انتخاب بیانهای معادل ِ دیگهای هم داره، مثلا «گیریم یک خانوادهی ناتهی از مجموعههای ناتهی باشد، در اینصورت تابع
به گونهای وجود دارد که برای هر در
،
.». در اینجا به
تابع انتخاب میگن. این تعریف هم به این صورت واضح میشه که مجموعهی اندیسگزار رو خود ِ مجموعهی
در نظر میگیریم که با تابع همانی خودش رو اندیسگذاری میکنه. در اینصورت اصل انتخاب میگه که حاصلضرب دکارتی مجموعهی
حداقل یک عنصر داره. عنصری که با توجه به تعریف ضرب دکارتی، برای هر اندیس، مقداری در اون اندیس داره
.
* تو یکی از امتحانام رسیدم به این نکته که باید «حاصلضرب دکارتی مجموعههای ناتهی، ناتهی باشد.» و چون نتونستم اثبات کنم، هر چی نوشته بودم رو خط زدم۳ :)).
سلام،
عالی بود! ادامه بده!
یه چند تا پست ریاضی بزار ، پست های خفن تر این خوب بود ولی ما بهتر از اینم انتظار داریم ازت!
نبینم این آخرین پست ریاضی باشه ها!
منتظرم ...
(برم در مورد این یکم بیشتر بخونم)
سلام.
من باس مشتریهام رو کلا راضی نگه دارم، همه که ریاضی نمیخوان :دی
راستش این پست اونی که دلم میخواست نشد! نشد داستانیش کنم :|
سلام،
درسته همه ریاضی نمیخوان اما مجبور نیستی پستهای تخصصی بزاری، میتونی کاری کنی مردم از ریاضی خوششون بیاد، خیلی ها ذهنیت بدی در مورد این درس دارن!
به هر حال از قدرت نویسندگی خودت استفاده کن دیگه!
منم درخواست پست اصل انتخاب نداده بودم کلا تجربه هات رو میخوام بدونم تو ریاضی نه اینکه بیای تو بلاگ ریاضی درس بدی :دی
بازم ممنونم که یه پست ریاضی دادی، اگه خواستی دیگه پست ریاضی ندی مشکلی نیست :دی
سلام!
والا من بیشتر راهی رو میرم که خودم خوشم بیاد :دی
اونوخ این قدرت نویسندگی که میگی چی هست؟ :دی
خب اصل انتخاب رو برای دل خودم نوشتم! قبلاترها هم اینطور چیزهایی رو دارم! :دی
ممنونم بابت نظرت!
راستی این گروه ریاضی خیام هنوز فعاله؟ منم میتونم عضو شم؟
شما گیلان هستید؟
اینو باید از سیدکریم بپرسی! نمیدونم!
عزیز من یه چی بنویس ما سر در بیاریم!
بروی چشم!
البته همین دیدن اینکه تو ریاضی لزوما خیلی چیزهایی که مردم بدیهی میشمرن، بدیهی نیست هم خوبه که، نیست؟ :)
نپیچون عزیز من نپیچووون
من شاده میگم:
خب ببین چون میدون تره بار بینهایته اولا باید سبدتم جاش بینهایت باشه
چون از هر جعبه یکی یه دونه میذاری تو سبد
پس کاردینال سبد با کاردینال میدون برابره چرا؟
فرض میدون تره بار برابر n تا جعبه س که هر جعبه هم m تا میوه داره .n ,mبه بینهایت میل میکنن همونطور که گفتی!
n خودش متشکل از زیر مجموعه های ناتهی n1,n2,.... عست چرا ناتهی؟چون از هر میوه میخوایم برداریم پس حداقل یه دونه میوه تو جعبه هست دیگه
خب فرض دیگه حداقل حداقل همه همه جعبه ها یه میوه دارن از اونجایی که جعبه ها هم ناتهی هستن
پس n1برابر 1
n2برابر یک
n3 برابر یک
.
.
.
nm هم برابر یک
===>m تا 1 داریم
پس تو سبد ما حداقل mتا میوه باید باشه
از اونجایی که طبق فرض m بینهایت بود
پس مسئله ثابت شد کاردینال سبد با کاردینال میدون تره بار برابره
تو همیشه همینطور از استقرا استفاده میکنی؟ :دی
آقا یه چیز دیگه،
یه دونه مقاله تخصصی از نمونه های اثبات های ریاضی میزاری؟ منظور استقرا قوی ، استقرا ضعیف، استنتاج و ...
یه چیز خوب البته!
قربون دکتر بشم :دی
خب همین کتاب رودین یا چه میدونم هر کتاب محضی که میخونی و اثبات داره، نمونهی یه اثبات از اون چیزی که میخوای هست!
هوم؟
استقرا نبود که!!O_o
استدلال پرفِکت بود
تو آنالیز داشتیم که زیر مجموعه نا تهی از مجموعه کل میگرفتیم اگه زیر مجموعه بینهایت بود مجموعه هم بینهایت میشد و...
از اون روش رفتم دیگه
حالا اینو ولش دکی و دوستان که ریاضی میخونید امتحان گراف دارم کتاب هم ندارم یه کتاب مال ریاضیات گسسته پیدا کردم دارم میخونم:دی
عدد رنگی رو نفهمیدم چی شد قضیه ش!
کتابی مقاله ای چیزی سراغ دارید این مبحث داشته باشه دانلود کنم؟
مثل مَث فور دامی
کتاب باندی و مورتی رو دیدی؟
http://mathdl.ir/book/graph-theory-bondy-murty
تو فکرم بیام پیشت ریاضی بم درس بدی :|
خعلی خوب توضی میدیاا
این حاصل یک روز سر و کله زدن تو کتابهای مختلف بود :| هر کی بود احتمالا همین بود :| بعدشم ما قیمتمون بالاس :| :دی
دستت طلااا
کاش زودتر میپرسیدم ازت
650 صفه س
دو روزه نمیشه
تعریفها و قضیههای دو شرطی رو خوب حفظ کن!
انشاالله موفق باشی.
سلام،
آقا اثبات فرمول یافتن دترمینان ماتریس هایی که مربعی نیستند رو از کجا پیدا کنم؟ (داخلش محاسبات جایگشت داره و ...) داخل ضمیمه توماس فارسی توضیح داده!(اثبات نگفته)
من میخوام بدونم این فرمول عجیب و غریب از کجا اومده!
به هر کی هم میگم هنگ میکنه!(یکی بهم گفت برو پی کارت! :دی) پس کار ما چیه دقیقا؟ :دی
سلام.
راستش من فقط در مورد ماتریسهای مربعی خونده بودم. جایی هم ندیده بودم که برای غیرمربعیها بیاد بسط بده موضوع رو. حتی اصول موضوعهی تابع دترمینان هم بر n بردار از فضای برداری n بعدی میاد بحث میکنه.
مطمئنی که «دترمینان» رو برای غیرمربعیها مورد بحث قرار داده؟
هر چقد باشه ما خریداریم :)
اووووف! چقد من خوبم :دی
بسی جالب و فکر برانگیز بود مرسی!!
بله :)