نوشته های دکتر خودم

نوشته های دکتر خودم

اینجا من یعنی خودم در مورد خودم و خود خودم می نویسم
نوشته های دکتر خودم

نوشته های دکتر خودم

اینجا من یعنی خودم در مورد خودم و خود خودم می نویسم

رونوشت خاص دارد

جویند همه هــلال و من ابرویــت                          

                           گیرند همـه روزه و من گیســویت

از جمـــــــله‌ی این ۱۲ ماه تمــام                          

                           یک ماه مبارک است آن هم رویت

آخرین روز

 * تا اونجایی که یادم میاد این اولین ماه رمضونیه که از تموم شدنش داره دلم میگیره؛ این اولین باریه که آرزو میکنم فردا عید نباشه؛ این اولین باریه که دارم می‌فهمم که آدم نشدن یعنی چی؛ امیدوارم این آخرین باری نباشه که اینطور میشه.

 * خدایا من اگه بد بودم، تو خوب بودنت رو فراموش نکن.

اعلام موجودی

 * امشب نشستم حدود ۵۰ تا تست آنالیز یک زدم، اگه همینطور ادامه بدم و چشم هم نخورم، دانشگاه کابل قبولم.

 * این دکمه حقیقت تلخی رو بیان میکنه، دوست ندارین کلیک نکنین، خلاصه کلیک کردین شاکی نشین بعدش .

خواب













می‌گریزد شب، صبح می‌آید ...

 * تو این بیست و چند شب، یک شب خوابیدم، اونم اینقدر خواب چــِرت دیدم که حرومم شــُـد.

 * یادم نمیاد این چند وقت رو که اینقدر تو خواب یا بیداری ترسیده باشم، خیلی مضخرف بود، خیلی، خیلی.

 * خدایا ریش و قیچی دست خودته، من سکوت میکنم.

طراحی عجله‌ای‌ی‌ی سایت :دی

 * امروز تو اوج خوابم بودم که گوشی موبایلم زنگ زد، نگاه کردم دیدم شماره ناشناسه، فکر کردم علی‌ ِ و جواب دادم، بعد هنوز داشتم تجزیه تحلیل میکردم گفت من فلانی هستم، من هنوز درست حالیم نشده بود که کیه، گفتم ببخشید شما؟ گفت من فلانی هستم، ظاهرا بدموقع مزاحم شدم، بعدن بهتون زنگ میزنم، دیگه گفتم نه و اینا و کارش رو گفت.

 * پشت تلیفون رئیس حوزه آی‌تی دانشگاه بود. ازم خواست که یه سایت برای معاونت پژوهشی طراحی کنم. حالا جالبی کار به اینجا بود که من گفتم باشه، بعد از کنکور خوبه؟ ((: گفت بعد از کنکور؟ من همین فردا سایت میخوام، گفتم پس من سه‌شنبه میام دانشگاه، گفت خوبه، پس من فردا منتظرم ((:

 * هیچی منم از ساعت ۳ بعد از ظهری یه وردپرس دانلود کردم :دی و تا حالا داشتم رو این سایته کار میکردم که آخرش هم مالی از آب در نیومد :( خدایی خودم خجالت میکشم اینو وردارم بهش بگم بیاه! این سایت! :دی

 * حالا فردا بهش زنگ میزنم، ایشالا که میگه پشیمون شدم و نمیخوام :دی وگرنه ازش یه وخت دُرُس حسابی میگیرم که ان‌شاالله بتونم یه چیز دُرُس دَرمون بیارم بالا.

برای یادآوری

 * امیدوارم سریع‌تر آزاد شی مــَرد؛ اگه هنوز زنده مونده باشی.

 * منبع : http://anahno.blogsky.com/1390/06/04/post-27.

آموزش ساختن لینکدونی با گوگل ریدر

 * این بغل وبلاگ منو نگاه کنید، یه قسمتی هست به نام آخرین هفت بروز شده، هر کدوم از دوستان من که بروز بشن، اینجا وبلاگشون میاد. خب قراره اینطوری چیزی درست کنیم (:

 * مواد لازم: وقت، حوصله، یک اکانت گوگل.

 * قبل از شروع من باید یه چیزی بگم، ما برای این کار از فید استفاده میکنیم، فید یا خوراک یه وبلاگ، یه قالب استاندارد از شکلدهی به اطلاعاته، فید هر وبلاگی رو هم میتونید در گوشه کنار وبلاگ با پیدا کردن شکلی مثل آیکون نارنجی بالا پیدا کرد.

 * برای مثال آدرس فید من اینطوریه: http://porpot.blogsky.com/rss

ادامه مطلب ...