
* اینجا رو دارم میخونم. خودمونیم، چقدر دنیایی که اونروز میدیدم با دنیایی که امروز میبینم فرق داره.
* پاراگراف اول کلن برام منتفی شده فکر کنم، دیگه به کاری که نخوام راحت نه میگم، تو ایجاد رابطه مشکل ندارم (حدودن!!!)، دیگه علاقهای به پشت کامپیوتر نشستن طولانی ندارم (میشینم، ولی نه به خاطر دلم، به خاطر بیکاری و گشنگی و اینا)، دیگه حاضر نیستم برای نفع عموم کاری بکنم که خودم رو از هدفم باز بداره، بعد دیگه بقیه دوستان هم که هر چی میخوان بگن (:
* دوست دارم اول شهریور سال بعد زنده باشم و ببینم اون روزم با امروزم فرقی داره یا نه. خوشحالم که این وبلاگ رو تا حالا (و نه لزومن حتمن بعدن) پاک نکردم.

* الان شیخ حسین انصاریان شبکه چند (فقط صدای تیوی میاد) بعد از قرآن به سر گذاشتن داره دعا میکنه، یه دعای خیلی قشنگ کرد که من یکی تا حالا از زبون کسی نه شنیده بودم و نه حتی من خودم اینطوری فکر کرده بودم. ایشون گفت: «خدایا کارگران زحمتکش شهرداری رو که این موقع شب تلاش میکنن تا بهداشت شهر حفظ شه رو حفظ فرما» (حالا درست یادم نیست دقیق چی بود ولی همچین چیزی بود).
* امشب خیلی به یادتون بودم، امیدوارم که خدا دیگه خودش آره (: (کیف کردین؟ چطوری ریا کاری کردم که همچین با کلاس هم بود :دی)

* مگر خدا خود نگفت «لیله القدر، خیر من الف شهر»؟، «قدر، شبی بهتر از هزار ماه»؛ هزار ماه یعنی چیزی حدود ۸۳ سال و مگه من چه خوبی بهتر از خوشبختی تو میتونم داشته باشم؟.
* نه که تو را برای خودم که ثابت شد ما دو تا خط موازییم، که تمام خوبیها را برای تو میخوام، از خدا میخوام تو را در راه سعادت و خوشبختی قرار بده. آرزو میکنم هزار ماه در راه خدا باشی. زندگی پر از شادی داشته باشی و همین امسال بری خونه بخت (:
* خدا تو یک شب داری بهتر از هزار ماه و من یک ماه دارم بهتر از مردم ِ هزار شهر. خدایا به تو میسپارمش.

* خدایا چرا شهریور شد؟ چرا ماه رمضون داره تموم میشه؟ چرا من روی برنامهم نیستم؟ چرا من هنوز کلی درسام مونده؟ چرا من هنوز تست زدن رو شروع نکردم؟ چرا من نمیخوام آدم شم؟ واقعا چرا؟ نه خدایی چرا؟ د ِ اگه میدونی بگو خو چرا؟ کی واقعا مسئول این نابسامانیهاست؟ چرا کسی پاسخگو نیست؟ واقعا چرا الان اینطوره؟
* خدایا ببین منو: ؛)

* عارضیم به قربان وجودتان که حجم دانلودمان تمام شد و تصمیمی هم برای رفع مشکل نداریم و دیگر تا اول شهریور نمیتوانیم به اینترنت پاگذاریم، الان هم با اینترنت دزدی آمدهایم که امیدواریم صاحبش ما را ببخشاید.
* آن فروم بود که داستانش گفته شد، همان! آن هم به لطف علی درست شد.
* این دو روز خیلی خرخانی کردیم، کلن چندین تا خر را کشانیتیم، اگر از اول تابستان همینقدر خرخانی کرده بودیم الان شیش دور کتاب را تمام می کرداده بودیم.
* بعد دیگه هیچی یادم نمیاد الان.

* ایشان در جواب خبرنگار ما که پرسیده بود به نظر شما بهترین روش برای یادگیری یک نکته و یا درس چیست، گفت: «زور! که اگه زور نباشه هیچ کسی چیزی یاد نمیگیره، نه اینکه زور خیلی باشه، نه! حتی اگه کم هم هستند، مخالف جهت هم هستند، نباید همدیگه رو خنثی کنند، باید بالاخره نیروی برآیند بیشتر از صفر بشه، ولی همیشه باید زور بالای سر باشه تا یادگیری ایجاد شه، اینایی هم که میگن زور خوب نیست، یا نمیدونن زور یعنی چی، یا نمیدونن خوب یعنی چی».
* مصاحبه «دکتر نیوز» در حاشیه سمینار «کاربردهای آن در مدیریت» با «خودم».