نوشته های دکتر خودم

نوشته های دکتر خودم

اینجا من یعنی خودم در مورد خودم و خود خودم می نویسم
نوشته های دکتر خودم

نوشته های دکتر خودم

اینجا من یعنی خودم در مورد خودم و خود خودم می نویسم

بحثی بر یک گزاره

 * جاتون خالی من قبل از عید امسال، خدا خواست و رفت جنوب، مناطق جنگی؛ سوغاتی این سفر من هم یه سرماخوردگی خفن بود که دیگه شکر خدا هست. همین سرما خوردگی باعث شد که من به یک گزاره فکر کنم (بابا ایکیوسان!)، دیدین میگن «سالی که نکوست، از بهارش پیداست»؟، آیا از این گزاره میشه نتیجه گرفت که من که حالا سرما خوردم سالم نکو نیست؟ ((:

 * جواب اینه که نه! از گزاره منطقی تنها نتیجه‌ی منطقی که میشه گرفت اینه : (عکس نقیض یک گزاره)؛ هیچ چیز بیشتری هم نمیشه برداشت کرد (:

 * برای روشن‌تر شدن موضوع اجازه بدین درس امروز رو با یه مثال تموم کنم :دی همون گزاره بالا رو در نظر بگیرید، همونطور که میدونید ما اون گزاره رو میتونیم به صورت «اگر سال نکو باشد آنگاه از بهارش پیدا است» بنویسیم، حالا عکس نقیض این گزاره میشه «اگر از بهارش (منظور از ش امسال است) پیدا نباشد آنگاه سال نکو نیست» (: یعنی تنها نتیجه‌ی منطقی که میشه گرفت همینه و مثلا نمیشه نتیجه گرفت که «سالی که نکو نیست از بهارش پیداست»؛

 * خلاصه خیالم راحته که امسال هم ان‌شاالله خیلی سال خوبیه. دیروز داشتم به خواهرم میگفتم من سال ۸۷ عید نوروز سرخچه (یا سرخک یا آبله‌مرغون یا خروسچه و خلاصه همین جونورا :دی رو گرفتم، البته در این مبحث خانم دکتر باید نظر بدن :دی) گرفتم، هیچی عید اونسال که زهر شد نسبتا، ولی اتفاق خیلی خوبی که افتاد این بود که منی که اندازه بز هم برای کنکور درس نخونده بودم کنکور ریاضی قبول شدم ((: حالا امسال هم چون سال کنکور منه (البته سال کنکور اصلی من سال آینده‌س احتمالا! چون ۸ ترم تموم نمیشه) میگم شاید دوباره با اینکه قد یه مرغ هم درس نخوندم زد و من کنکور یه رشته خوب و جای خوبی قبول شدم (مثلا تحقیق در عملیات امیرکبیر که روزبه هم اونجا باشه و غریب نباشم :دی)

 * سوالی بود در خدمت هستم (:

تحویل سال

 * سال تحویل شد.

 * خیلی دوست داشتم الان حرم امام رضا (ع) بودم.

ویژه برنامه سال نو

 * داشتم میرفتم بخوابم که گفتم یه شب به بخیر به خواهرم بگم که دیدم پای تلویزیونه، رفتم دیدم شبکه ۳ فرزاد حسنی داره :O مام خوشال رفتیم نشستیم و شروع کردیم دیدن که کاشکی ندیده بودم!

 * اه اه اه! کو اون فرزاد حسنی که دهن مهموناش رو سرویس میکرد؟ کو اون فرزاد حسنی که از صراحت لهجه‌ش آدم لذت میبرد؟ کو؟ کو؟؛ یادش بخیر اون شبی که خشتک رادان رو کشید رو کله‌ش ((:

 * شده یه پاچه‌خوار به تمام معنا! واقعن که! والا!

 * الان من شدم مثل بعضی از این سبزا که تا یکی از رهبراشون یه حرف مخالف میزنه، کل سابقه‌ش رو میبرن زیر سوال، انگار نه انگار که تا دیروز براش میمردن.

 * با ما باشید با آخرین تحولات سیما :دی

سال ۱۳۹۰

 * میشه گفت اینم اولین پست من در سال ۱۳۹۰.

 * الان هم میرم بخوابم، شاید موقع تحویل سال خواب بودم و به قول دوستم خدا قسمت کرد و تا آخر سال خواب بودیم ((: یه رانی چیزی هم میذارم بالا سرم که همه‌ش خواب باشه و رانی :دی

میرسد اینک بهار

 * سال خوبی رو برا همه آرزو میکنم. همین!

 * دو ساعت نشستم پست زدم پرید

دومین

 * دیشب مثل این خوشحال‌ها رفتم و چندتا دومین دوحرفی و یه‌حرفی خریدم؛ بعد امروز استف بهم ئیام داده که امکان ثبت دامین یک حرفی وجود نداره (: دیدم ثبت نشده بود؛‌نگو که دلیل داشته.

 * هیچی شاید بعضی وقتا خواب نبینی موضوعی رو، ولی تو بیداری هم امکان وجودش نیست (: دیشب هی من به این مرتضی میگفتم یعنی چطور میشه که این دامین‌ها ثبت نشدند، میگفت نشدن دیگه، ولی حالا دیدم که نشدنش دلیلی داشته (:

با عرض پوزش

 * ای ریدم تو کله استاد تحقیق در عملیات که رید به جبر خطی و درس تحقیق.

 * خیلی عصبی‌م از دست استاد.