نوشته های دکتر خودم

نوشته های دکتر خودم

اینجا من یعنی خودم در مورد خودم و خود خودم می نویسم
نوشته های دکتر خودم

نوشته های دکتر خودم

اینجا من یعنی خودم در مورد خودم و خود خودم می نویسم

تاریکی

 * از سر شب که اومدم پشت لپ‌تاپ مهدی، میخواستم در مورد عشق و عاشقی و دل‌گرفتگی و ماه و من و تاریکی و اینا بنویسم که نشد (:

 * راستش سر شب خیلی دلم گرفته بود (اوووووووووووق) گفتم بیام یه کم اینجا چس ناله کنم شاید درست شه که قبلش رفتم فروم (این عکس رو گذاشتم و اونجا آنلاین شدم)، هیچی چندتا آدم با شعوری در حد بز وقت منو گرفتن تا حالا (: البته خب دلم وا شد.

 * اینه که تو تاریکی بشینی و بخوای عاشقونه بنویسی، باز کسایی هستند که هر چند در ظاهر دشمن، ولی خب بعدن معلوم میشه که چی هست.

 * خدایی خودمم معنی این جمله بالا رو نفهمیدم (:

پیچش

 * من الان باید سر کلاس تحقیق در عملیات باشم، ولی چون به دلایلی که ذکر شد (: این جلسه رو پیچوندم و اومدم سایت.گ

 * من موندم چیکار بکنم با این درس :(( نه کتاب درستی داره، نه استاد درست :(

 * اااااااااااااااااق.

چند خط ...

* دنبال دل تو راه افتاد دلم

در وسوسه‌ی گناه افتاد دلم

می‌خواست ستاره‌ای بچیند از تو

توی گل و لای ماه افتاد دلم

 * شاید بتوان راه بیانش را بست

یا اینکه رگ خون روانش را بست

زخمی که روایت‌گر دردی باشد

با چسب نمی‌توان دهانش را بست

 * در اوج یقین اگرچه تردیدی هست

در هر قفسی کلید امیدی هست

چشمک زدن ستاره در شب یعنی

تو چمدان ماه، خورشیدی هست

* گیسوی تو قصه‌ای پر از تعلیق است

جمعی است که حاصلش فقط تفریق است

موهات چلیپایی و ابرو کوفی

خط لب تو چقدر نستعلیق است

 * از بس که خدا به ما دوتا بدبین است

از فرط خجالت سرمان پایین است

ما متهم ردیف اول هستیم

عاشق شده‌ایم، جرممان سنگین است

 * من آب گذشته از سرم می‌گویم

من عاشقم، احمقم، خرم میگویم

انگار که چاره‌ای ندارم دیگر

من اسم تو را به مادرم می‌گویم

 * رباعیات جلیل صفر‌بیگی، آدرس وبلاگ : http://varan.blogfa.com

 * هیچ منظوری پشت این پست نیست، فقط خوشم اومد، همین!

تحقیق در عملیات

 * الان سر کلاس تحقیق در عملیات بودم، یعنی من هر چی از جبرخطی لذت بردم داره از این کلاس بدم میاد ): البته خود درس خیلی قشنگه ولی استادش درست نمیتونه درس بده، کتابش هم کتاب نیست ):

 * الان نمیتونم بنویسم، چون دوستان میان و نمیشه با خیال راحت فحش داد؛ جالبی قضیه به اینجاست که الان یکی از دخترای کلاسمون هم اومد تو سایت، یعنی اینقدر جذابه این کلاس :دی

درباره شاگرد اولی

 * من این ترم هیچ چاره‌ای ندارم جز اینکه شاگرد اول شم؛ ترم قبل حدودن هدف تاپ‌شدن بود که شد، این ترم باید شاگرد اول شم، هیچ راهی هم نداره.

 * برای این هدف من باید اندازه یه شاگرد اول درس بخونم، البته یه پیش‌نیازهایی هم داشت که یکیش سبک‌تر شدن برنامه بود که با حذف آمار ۲ و برداشتن زبان تخصصی شد (البته ۲ واحد عمومی هم برداشتم که نمیدونم ثبت شد یا نه! هر چند مهم نیست). احتمالا با این کار من با توجه به پیش‌نیاز بودن آمار ۲ نه ترمه خواهم شد که البته به نظر خودم در برابر هدفی که دارم می‌ارزه.

 * بعد درس‌هایی که دارم: ریاضی ۳، زبان تخصصی، تحقیق ۱، نظریه گراف، معادلات.

 * ریاضی ۳ رو خوب خوندم از اول سال، هر چند تنبلی کردم و تمرین‌ها رو هنوز حل نکردم، اگه تمرین حل کردن رو به این درس اضافه کنم حدودن باید همنیجور برم جلو.

 * زبان تخصصی رو نرفتم هنوز سر کلاس (تو حذف و اضافه برداشتم)، ولی باید خوب یادش بگیرم، چون برا کنکور من تو زبان خیلی لنگ زدم؛ هر چند نمیشه لذت خوندن یه درس تخصصی به زبان اصلی رو هم پنهان کرد (: خدا کنه به من یه مقاله ISI بده بگه برو ترجمه کنه و اینا (: من مجبور میشم هم یاد بگیرم، هم مقاله نوشتن رو بفهمم و اینا! هم دهنم سرویس میشه :دی

 * برا تحقیق ۱ میشه گفت خودم باید استاد خودم باشم، استادی که این ترم ارائه داده روی درس مسلط نیست (اینطوری که من حس کردم! البته بنده‌خدا خیلی خوب به سوالات جواب میده و خیلی هم خوش‌اخلاقه‌ها!) اگه بخوام به جزوه و همونایی که استاد گفته کفایت کنم بعدا تو فوق به مشکل برمیخورم. ناچارا باید کار کنم و درس رو ریشه‌ای بفهمم.

 * ووی ووی ووی! این نظریه گراف! پسر درسش که سخته هیچی! استادش هم ازم انتظار پیدا کرده! اووخ اووخ اووخ! ناچارا چه دلم بخواد و چه دلم نخواد باید این درس رو بخونم، واقعا روم نمیشه بدون تسلط به چیزایی که استاد جلسه قبل خواسته برم سر کلاس!؛ همه‌ش هم تقصیر این مرتضی (لعنت‌الله) شد که شماره منو داد به این استاد!؛ استرس اینکه استاده امیدش از من برگرده خیلی برام وحشتناکه :/

 * بعد معادلات! معادلات هم که گفتم قبلا به خاطر استادش هم که شده باید خوند (: این دختر (منظور استاده، خیلی که جوگیر بشی اینطور حرف میزنی) روزی میزان آمال و آرزوهای من بوده (همون قضیه که دکتر افشین گفته بود و اینا).

 * الان برم ریش بابام رو ماشین کنم (: همه این حرفا تو اولویت دوم قرار داره :دی عنوان هم باشه بر وزن درباره الی.

دندون عقل

 * یه سوال! چرا به دندونی که تو این سن پیداش میشه میگن دندون عقل؟، مثلن چرا نمیگن دندون چشم؟؛ اصلن چرا تو این سن باید دندون در بیاد تو دهن آدم؟، آخه این چه وضعشه؟، مسئول این نابسامانی‌ها کیه؟

 * من دو سه روزی هست که دندون عقلم داره خفن در میاد! آی درد داره! آی درد داره! (حالا نه به این شدت، ولی بعضی وقتا تمرکزم رو به هم میزنه)؛ بعد تازه به من گفتن برو بکش و اینا!، عمرن اگه من دندون عقلم رو بکشم! اینقدر درد کشیدم بابتش! والا!

 * تازه اون طرف دهنمم یه آفت زده که دیگه با این طرف هم نمیتونم چیزی بخورم، آخه این چه وضعیه؟ دهع!

 * تازه بدتر از اون! الان بچه‌ها رفتن برا ظهر خرید کردن، شده ۱۰ و هشتصد! آخه من پول از کجا بیارم؟ آخه این چه مملکتیه؟

 * دیدین اینایی که اسهال هم میشن میخوان بند کنن به در و دیوار؟ الان من از همونام ((:

کنکور عمومی

 * دقیقا من الان بعد از کنکور دروس عمومی دارم این پست رو می‌نویسم (البته دقیق دقیق هم نه! بعد از کنکور عمومی و از کافی‌نت)؛ هیچی! رفتیم کنکور دادیم، هیچی هم بلد نبودیم! :(

 *‌ریاضی عمومی که همه‌ی سوالاش از ریاضی ۳ اومده بود و من هنوز این ترم دارم پاسش میکنم، این که از این.

 *‌معادلات که من هنوز این ترم دارم (:

 *‌ آمار! وای وای وای! پسر سوال که نبود! من نمیدونم کدوم بشری اینارو طرح کرده بود! دهنم سرویس شد! هر چند هر چی فرمول مرمول مربوط به آمار یک بود یادم نبود، ولی خدایی سخت سوال داده بودن؛ اینا برا بچه خودشونم همینطور سوال میدن؟ :دی

 * زبان تخصصی رو که دیگه نگوووووو!؛ ووی ووی ووی!؛ هر چی نگاه برگه کردم که خدا این کلمات فارسین؟ انگلیسین؟ عربین؟ آخه کجا بودن که من تا حالا ندیدم؟!؛ خیلی سخت بود برام.

 * من در مجموع امروز در ۲ ساعت و ۲۰ دقیقه به ۹ تا سوال پاسخ دادم ((: این مهم رو به خودم و خانواده‌ی خودم و خانواده‌ی زنم و شما خوانندگان عزیز تبریک عرض میکنم و خلاصه اینکه من متعلق به همه شماهام ((:

 * اگه یه روزی قرار بشه کنکور جدی شرکت کنم، هیچ وقت با این سطح مطالعه و معلومات الانم حاضر نیستم حتی اسم بنویسم! چه برسه اینکه تو این بارون بلند شم برم کنکور بدم.

 * راستی! اینا چقدر چیزنا!؛ تو راهپیمایی‌هاشون ساندیس میدن، تو کنکور بیسکوییت! والا!؛ خب چرا اینقدر تبعیض می‌کنید؟!؛ اقققق.

 * فردا ساعت ۸ کنکور تخصصی دارم، اگه از خواب بیدار شدم میرم میدم، اگه نشدم که هیچی (: