
* میگیم من الان موندم که چیکار کنم، سه تا درس دارم به اسم جبرخطی، ریاضیات گسسته، آمار دارم، بعد همهشون هم موندن، هر کدوم رو بخونم اون یکی میمونه، اینه که واقعا من نمیدونم چیکار کنم!!!
* بعد میخواستم مطابق این کتاب قورباغه رو قورت بده برم جلو که دیدم همهشون هم قورباغههای گندهای هستن (:
* کاشکی یه نیرو مضاعف بود که بهم کمک میکرد که کمتر بخوابم، وقتم رو تلف نکنم و حداقل دلم برا خودم بسوزه، یه چیزی شبیه به اراده.
* میگم چطوره که هیچی نخونم تا به هیچکدوم ظلم نشه ((:

* جدی جدی این بلاگاسکای از موهای سفید من خجالت نمیکشه؟، نشستم یه پست دادم که ایها الناس اینطور و چطور و اینا، الان که زدم پرید.
* پست در مورد حس خوب بود و اینکه چقدر خوبه که آدم از گیجی در بیاد، چقدر خوبه که آدم دوستای خوب داشته باشه و اینکه چقدر خوبه که حس خوب باشه.
* البته به این تصویر هم تو متن به عنوان شاخص یه حس خوب لینک داده بودم که شاید به خاطر این پرید!!!
* انگار اون پستی که میخواد بپره اصن روزیش این بوده، چون من معمولا یه کنترلسی میزنم و ارسال رو میزنم، ولی پستهایی که باید بپره این یادم میره. اصلن شاید هم این جز قوانین مورفیه.

* امشب ماه خیلی قشنگتر از همیشه شده، یه هاله خیلی خوشگل و گنده دورش رو گرفته، همین عکس بالایی آسمون امشب من رو نشون میده، دیگه شرمنده، کیفیت ان۸۲ همینه وگرنه آسمون خیلی خوشگلتر از این عکسه.
* اومدم نشستم پای سیستم که یه ده دقیقه یه نفس بکشم دوباره برم سراغ جبرخطی، چند ثانیه بعد دوستم اومد گفت بیا ببین ماه چقدر قشنگه، این شد که بعدش این پست رو هم زدم که شما هم ببینید چقدر ماه قشنگه.
* هر چند من خیلی چیز جدید ندیدم، ماه همیشه برای من قشنگه (:
* امیدوارم هم من و هم ماه، میانترم فردای جبرخطی رو عالی بدیم، انشاالله که همینطور خواهد بود.

* امروز بعد از چند روز رفتم فروم، وقتی آنلاین شدن دوستان لطف کردن و احوالپرسیدن، یکی از دوستان بهم پیغام زیر رو داد که میتونید مشروحش رو بخونید :
من نوشتم :دوستم نوشته :من نوشتم :تومحرم اونوقت شادی!!!!!!دوستم نوشته :
ey meysam ey albalo,khili mokhlesim
چاکرتم آقا رضا.
شاد باشی.
از حضرت زینب پرسیدن تو کربلا چی دیدی؟ گفت من چیزی جز زیبایی ندیدم، آقا رضا اینکه یه مرد با خون خودش و خانوادهش حق رو اثبات کرده و باعث شده حق نمیره شادی داره، اینکه یه فردی بوده که اینقدر امام زمانش رو خوب شناخته که دلش نیومده تا امامش تشنهست آب بخوره شادی داره،ما تو گریههامون هم شادیم.
* جدی جدی منم استعداد روضه خوندن هم دارما، اینو الان به صورت علمی کشف کردم. خوبه که آدم همونطور که خودش رو سرزنش میکنه خودش رو تشویق هم بکنه (:
* جانم جانم! بعضیا فهمیدن من چی میخوام بگم! بهبه! امشب تو این مجلش چه خبره؟! بـــــــــهبه! اون آخریا چیکار میکنن، صداشون نمیاد (((:
* جا داره الان بگم مداحی مراسم شما با ما یا نازلترین قیمت! با ما تماس بگیرید :دی
* ولی جدا از شوخی، بین خودمون بمونه، خدایی کربلات بهشته.

* این پست صرفا جهت این صادر شده که اعلام کنم از صبح (البته از صبح زود ساعت ۱۱ که از خواب پا شدم) تا حالا درس نمیخوندم و دیگر هیچ ارزشی ندارد.
* یکی از دوستان زنگ زده که میتونی فلان برنامه رو بنویسی؟ منم تو رودروایسی گیر کردم و قبول کردم، البته دو هفته قبلش زنگ زده بود و ازم خواسته بود که کمکش کنم، منم دیگه نخواستم زیر حرف خودم زده باشم (اسمایلی هیکل آرنولد + عطوفت آنجلینا جولی) خب این کار ۲ ساعت از وقت منو گرفت.
* چه مهندسای نرمافزاری دیگه میخوان بشن اینا که برنامههاشونو از من دانشجوی ریاضی میخوان.
* خدا به خیر بگذرونه جبرخطی دوشنبه رو :/

* اصلن اعصابم رو خرد نمیکنم، به جهنم که دوبار پست رو نوشتم و هر دوبار دکمه انتشار رو زدم و پست پرید، اصن به جهنم که یادم رفت کپی کنم.
* حتما قسمت نبود در این مورد چیزی بنویسم.