* تقریبا هیچ کسی را ندیدهام که از بچهی کوچک خوشش نیاید، حالا اینکه بروز بدهد یا ندهد، بحثش جداست، ولی تا آنجایی که من دیدهام، هر آدمیزادی از نینی خوشش میاد و با دیدن ژانگولربازیهای آن، دلش قیژی ویژی میرود.
* در این مورد که چرا همان بچه وقتی کمی بزرگتر میشود، دیگر مثل دوران نینی بودنش دوستداشتنی نیست۱، فکر کردم، ولی راستش را بخواهید، دلیل متقنی برای خودم پیدا نکردم.
* و یک سوال دیگر: «دوست داشتن تولهسگهای مینیاتوری و دوست داشتن بچهی آدمیزاد از یک جنس است؟». راستش را بخواهید این سوال را فقط کسی که پدر یا مادر شده باشد میتواند پاسخ دهد. حداقل من تصورم این است که با وجود شباهتها، احتمالا جنس این دوستداشتن یکی نیست!.
هر آدمیزادی از نی نی خوشش می آید و دلش قیژ و ویژ میرود:دی خیلی با این جمله موافقم..و اینکه وقتی نی نی بزرگ بشه، علاقه کم نمیشه و فقط جنسش عوض میشه..مثلا خوده شما پدرو مادرتون دوستون ندارن؟ اتفاقا به نظرم وقتی بچه ها بزرگ میشن، کنار اون علاقه هه، افتخار کردن هم اضافه میشه..و به نظرم توله سگ واقعی به اندازه ی توله سگ انسان دوست داشتنی نیست و عمرا ذره ای جاشو پر نمیکنه
خب بحث اینه که برای پدر و مادر ِ من، اون قیژی ویژی رفتنه هنوز هست؟
اگرم نباشه، مشکل از نگاهشونه..دید آدما متفاوته
خب بیرون از گود نشستن و قیژی ویژی بچه داشتن اینطور حرارتی رو هم داره، مسئله اینجاست که واقعا اینطور هست یا نیست :دی