
* یکی از گندترین حالتهایی که میشه تجربه کرد اینه که تمام آیندهی متصور برای خودت رو در حال از دست رفتن ببینی. کاری به نتیجهش ندارم، ولی اون لحظه گنده، گند.
* الان مــُـخم نمیکشه! دعا کنید که تصمیم درستی بگیرم.

* الحمدالله که این روزها، به جای شعاریون ِ انقلاب، شاهد حضور جهادیها هستیم. خدا رو شکر میکنم که دیگه نباید برای اثبات کارآمدی ِ اصل ِ نظام تلاش کنم۱ و به جای اون بحثها روی موثرترین گزینه هست و البته هر چند شاید میتونست وضع از این بهتر هم باشه۲، ولی الحمدالله باز خوب پیش اومده.
* رای من تا حالا که برام مشخصه و البته برای خودم هم محفوظ باقی میمونه (و اصلا هم از عنوان و عکس مشخص نیست! :دی). به هر حال انشاالله کسی رئیسجمهور ِ این مملکت شه که برای اسلام و ایران موثرترین باشه.
پ.ن: یکشنبه امتحان تحقیق ۲ دارم و هنوز نتونستم حتی ۵۰ درصد جزوه رو تموم کنم :/ انشاالله با یه همت جهادی بتونم برم جلو :دی دعام کنید!

* امشب ِ من و امین، با درخواست ِ من به این گذشت که امین، نکاتی رو از اخلاقیات ِ و زندگی ِ من بگه که اگه در وجود من نبودند، من بهتر میبودم. اشتباهاتی که اگه نبودند، احتمالا من موفقتر میبودم.
* در یک دستهبندی کلی، امین دو ایراد رو بر من وارد دونست: «تاثیری پذیری زیاد از بقیه» و «شعاع ِ بالای ِ دایرهی قرمز ِ حدودم»؛ که البته من هر دوتاش رو وارد میدونم.
* میدونی! داشتن ِ دوستی که بدون غرض، نکات ِ منفی ِ آدم رو، برای آدم بیان کنه، خیلی خوبه. اگر قرار بر قرار دادن ِ یک خاصیت مشخصه برای دوست خوب باشه، من همین نکته رو برمیگزینم: «کسی که بدون غرض، نکات ِ منفی رو برات روشن کنه.».
پ.ن: از سید ُ الرئیس، مهندس مسعود تشکر میکنم به خاطر نسخهی جدید بلاگاسکای و خسته نباشید عرض میکنم خدمتشون به خاطر زحمتهایی که به پای این نسخه کشیدن. خیر ببینند انشاالله! فقط ای کاش لیست تگهای قالب ِ نسخهی جدید رو هم منتشر میکردند ؛)
پ.ن (بروزرسانی): نسخهی ایجکس نظرات که قبلا تو وبلاگ قرار داده بودم، با بروزرسانی جدید بلاگاسکای ناسازگاره! فعلا کار نمیکنه، وقت شد درستش میکنم ؛)

* ممنون میشم اگه وقت داشته باشید، به ۴ سوال زیر پاسخ بدین. در ضمن اگه امکانش براتون هست، لطفا لینک این پست (یعنی: http://porpot.blogsky.com/1392/03/12/post-678) رو با دوستاتون به اشتراک بذارین تا به نتیجهی جامعتری برسیم. ممنونم :)
* نظرسنجی به پایان رسید! دانلود دادهها از اینجا و دیدن نتایج از اینجا.

* فکر کردن به آیندهم نگرانم میکنه. اشتباهی رو تکرار میکنم [+] که احتمالا هزینهی سنگینی برام در پی داره. «ربّنا إنّنا سَمِعْنا مُنادیاً یُنادی للإیمانِ» ولکن خریت! خریت! خریت!.
* برای ثبت در تاریخ: «این روزها در بهترین حالت، روزی ۳ ساعت و نیم درس میخونم.».
پ.ن ۱ : به حاج حسین خرازی که فکر میکنم شرمنده میشم! عجیب اینکه این شرمندهگیها فقط روزهام رو زهر مار میکنه و تاثیری در روال عادی زندگیم نداره.
پ.ن ۲ : امیدوارم ماهیت حیوانات بگونهای نباشه که فردای عدل ازم شکایت کنند، به خاطر تخصیص خودم بهشون.

* سرم به شدت درد گرفته. تو روز روشن، کسی که باید ۴ سال بعد نمایندهی عزتمند یک مملکت رو باشه عروسک خندهی ملت کردند. خدایا داریم به کجا میریم؟ حواست هست؟
پ.ن۱ : قسمت اول مناظره، هر چند مذبوحانه، ولی شاکلهی رسمی بحث القای درستی کردار میکرد، «رضایی-قالیباف-ولایتی» مدون و با برنامه ظاهر شدند، «جلیلی» هم میتونست گزینهی خوبی باشه. ولی به خاطر قسمت دوم انشاالله خدا همهمون رو ببخشه.

* وقتی به زندگی ِ خودم نگاه میکنم، پر است از اشتباهات ِ تکراری. همیشه و همیشه دقیقا در موقعیتهای مختلف ِ مشابه به هم، تصمیمهای اشتباه ِ مشابه به هم گرفتم! البته این هم از دیدن مثبت میشه بهش نگاه کرد و هم از دید منفی. مثبت از این نظر که پایداری مثالزدنی در اشتباهاتم دارم و منفی از این نظر که در تولید اشتباه خلاقیت ندارم (
+
).
* از اشتباه بدم نمیاد، به هر حال آدمیزاد ممکنالخطاست و منم یه شبهآدمیزادم احتمالا. ولی واقعا از تکرار اشتباه متنفرم! هر دفه که یک اشتباه رو تکرار میکنم حالم به غایت بد میشه (بر عکس وقتی که هر دفه یه اشتباه جدید انجام میدم! اونموقع از فهمیدن جنبهی درست ِ عمل ملذوذ میشم در حدی خری که تیتاپ خورده است!).
* هنوز نمیدونم که اشتباه جزئی از ذات انسانه و یا تحمیلی از بیرون بر انسان. منظورم اینه که انسان با توجه به شرایط، لاجرم تصمیم اشتباه میگیره، یا نه ذاتا علاقه داره به تصمیم اشتباه گرفتن! (که البته این دومی احمقانه به نظر میاد! ولی واقعا موقعیتهایی رو دیدم که اون رو تصدیق میکنن).
* (⚠ محتوای بیادبانه! ⚠) این ترم داره میشه مثل ترم ۴ لیسانسم. وضعیت به شدت شخمیه! خدا رحم نکنه به فاک اعلا رفتم! در تخمیتخیلیترین وضع ممکن به سر میبرم! از همینجا منطقهی گا برام کاملا مشهوده! خدایا خواهش میکنم به خریتم ببخش! ♥