
* ... کسی را دوست میداری و به هر ترتیب به خاطر او میشکنی، در تنهائیهایت، کسی پیدا میشود و تو را دوست میدارد، اما تو او را میشکنی و او تنها میشود. در تنهائیهای او کسی پیدا میشود که او را دوست میدارد و او، او را به هر ترتیب میشکند و او تنها میشود و در تنهائیهایش کسی ... .
* اینچنین است که همه دوست داشتن را میفهمند و همه تنهایند.
* فی الرساله الی الوصول الی الدکترا، جلد شش، سکشن چهار، صفحه بیست و پنج.

* خدا بیامرزتت کانتور (Cantor)؛ کاشکی زنده بودی تا ازت سوال میکردم که چطوری تونستی دکترات رو بگیری و اون مجموعه تخیلی رو بسازی، کاشکی زنده بودی!

* چندتا نتیجه هست که مفید دیدم اینجا مطرحش کنم. اینارو بعد از چند روز فکر و اندیشه بهشون رسیدم؛