
* همیشه میگفتم دوقطبیام، این چند وخ دارم به این میرسم که کلن زندگی من تناوبیه. هــَمچین سینوسی یا حتی تانژانتی (کی به کیه؟ شاید هم کتانژانتی و حتی! حتی! کــُسینوسی).
* یه وقتایی میرسم به اینکه دقیقن این همون چیزیه که خودم میخواستم، زندگی فارغ از عادت. شاید خدا فقط دو تا نمودار برا زندگی داشته، یکی نمودار ثابت، یکی نمودار تناوبی، خب اولی رو نخواستم شده دومی.
خطر بیادبی؛ اگر احساس میکنید به کلمات رکیک حساسیت دارید، این قسمت به بعد را نخوانید!
* یک و نیم روز از برنامهای که برا این ۲۷ روز ریخته بودم افتادم عقب. لعنتی حافظهم عینهو کون مـُرغ، ۲۵ مثقال چیزی میخونم، هر ۲۵ مثقالش رو ۲۵ دقیقه بعدش یادم نیست. خدا بیشتر از این بهم نداده! چیکار کنم! نمیتونم که خودم رو جـِر بدم! شبیه آدما نیستم، ولی آدمم خب.


* بله، تصویر ارسالی بالا رو مرتضی ۳ ساله برامون فرستاده. ازش تشکر میکنم و امیدوارم که همیشه همینطور خوشحال باشه. مرتضی جان، عمو خودم همیشه به فکر توئه.
* خب نقاشی بعدی رو نشون میدیم ... .
* :)))))))

* احساس گیجی میکنم، مثه اینکه یه لایه دود اومده باشه جلوی مغزم، اینطور چیزی. مثه اینکه مثلن هر کار میکنم مغزم داغ نمیشه و نمیتونم ازش استفاده کنم.
* برداشتم تستهای آنالیز عددی سال ۸۸ رو زدم. تو ۲۰ دقیقه معین، ۲ تا درست، ۳ تا غلط :|
* کاشکی میشد کلهم رو باز میکردم، یه پمپ باد میگرفتم توش، از این اسپریهایی که حسین به سیستمش میزنه میزدم بهش، خلاصه یه کار میکردم باهاش. بدجور حس میکنم یه نابغهای هستم که نمیتونه از استعداد خودش درست استفاده کنه :دی

* عطر سیب سرخ میآید،
وقتی که تو را میبینم؛
دلم میترسد،
دستم میلرزد؛
تو میروی،
دل من به دنبال تو،
کفشهایم احساس خستگی میکنند.
چه سخت است عاشق باشی و شاعر نباشی.
* خواستم بنویسم که چند وقتی هست که هر نمونه سیب سرخ رو بو میکنم، بوئی ازش بلند نمیشه، دیدم خشک و خالی خوب نیست، یه شعری هم از خودم در وَ کردم :دی

* چیزی که من بعد از یک ماه دور بودن از اینترنت فهمیدم اینه که دوباره بحث اینترنت ملی افتاده سر زبونا و ظاهرن میخواد که اجرایی بشه. من اینترنت ملی رو میتونم از سه زاویه ببینم:
* خوب، بد، زشت:
خوب: این طرح باعث میشه که همهی خونهها بتونن به شبکه وصل بشن، با سرعت بالا تبادل اطلاعات داشته باشن، دیگه لازم نباشه برای دانلود کردن ۳ مگابایت فلان دقیقه منتظر بمونن، برای داشتن اینترنت ۱۲۸ کیلو ماهی فلان قدر پول بدن. این یعنی بالا رفتن سطح دسترسی مردم به شبکهی مجازی و البته احتمالا درآمدزایی بالاتر برا چار نفر مثل من که تو وب کار میکنن ؛)
بد: من هنوز دقیق نفهمیدم که اینطور هست یا نه، ولی اگه قرار باشه که دسترسی ما به شبکه جهانی قطع بشه، یعنی ما برمیگردیم به زمان قبل از شاه، حتی زمان قبل از مظفرالدینشاه. این یعنی کور و کر بودن در دنیایی که سرعت رشد اطلاعاتش سرسامآور ِ. این یعنی یه آدم غریب و گوشهگیر بودن در یک جماعت. این یعنی تحت نظر بودن. شاید برای بقیه دوستان خیلی مهم نباشه، ولی برای ِ منی که حتی سیستمعاملم رو به خاطر آزادی تغییر دادم، خیلی زجرآور ِ. من دوست دارم آزاد باشم، حتی اگه نیازی به اون آزادی هم نداشته باشم.
زشت: متاسفانه این طرح به اسم اینترنت ملی معروف شده. این یعنی سفسطه در معنای کلمه. اینترنت یک سامانهی جهانی برای انتقال دادههاست (+) و این با ملی بودن و در یک کشور واحد بودن در تعارضه. من هنوز نمیدونم که آیا با اجرای این طرح دسترسی ما به شبکهی جهانی قطع میشه (و یا حتی همینطور و با همین سرعت میمونه) یا نه! اگه بخواد اینطور باشه، من این کار رو مظهر گول زدن مردم میدونم.
* امیدوارم که بر خلاف همهی شایعهها، مسئولین مربوط به اینترنت کشور در این فکر باشند که اینترنت جهانی با سرعت بالا و بدون فیلترینگ احمقانه رو به خونهی همهی مردم بیارن و خلاف این ادعا که ما یک کرهی شمالی اسلامی هستیم رو اثبات کنند. انشاالله.
* جواب این پست:
* «ایاک نعبد و ایاک نستعین، دروغیه که خدا خودش بهمون گفته بگید» (نقل از آخوندی که دیشب آوردیمش تو اتاق و ایشون به نقل از آیتالله امجد گفت).
* حاج حسین احمدی خمینی شهری می گفت:
آقای بهلول را دیدم از ایشان پرسیدم کجا بودید؟
گفت: جمکران.
گفتم: برای چه رفته بودید؟
گفت: رفتم دویست تا دروغ گفتم و برگشتم. (اشاره به نماز امام زمان (ع) که در هر رکعت آن صد مرتبه آیه «إیّاک نعبد و إیاک نستعین» دارد.
* وقت داشتید بخونید، من سرچ کردم رسیدم، خوب دیدم که باهاتون شر کنم : +، +، +، +، +.