نوشته های دکتر خودم

نوشته های دکتر خودم

اینجا من یعنی خودم در مورد خودم و خود خودم می نویسم
نوشته های دکتر خودم

نوشته های دکتر خودم

اینجا من یعنی خودم در مورد خودم و خود خودم می نویسم

پر پرواز

 * امشب از حدود بعد از فیلم مختار، دلم یه جورایی گرفته. راستش از دیروز تا حالا یه جورایی فکرم مشغول آزاده، یعنی یه جورایی وقتی رو چیزی تمرکز میکنم خیلی بیشتر تمرکز دارم چون میدونم چیکار باید بکنم، از طرفی وقتی بیکارم هجوم فکر میخواد دیوونه‌م کنه.

 * میترسم، از خیلی از چیزها، به خودم حق میدم که بترسم، این روزها حتی از دوست داشتن هم میترسم. میترسم که دوست‌داشتن هم دوست‌داشتن نباشه. میترسم شناختی که حاصل میشه هم شناخت نباشه. به همه چی شک دارم.

 * اینطور مواقع ترجیح میدم کارایی که دوست دارم رو انجام ندم، مثه درس‌خوندن (حالا یکی بگه تو هم که خیلی درس‌خوندن رو دوست داری! والا!) برا همین الکی دارم تو وب میچرخم، یه خورده رفتم گودر دیدم حس یادگرفتن چیز‌میز جدید نیست، رفتم فرفر و فیس‌بوک. تو همین بین هم آهنگ FareWell از ۰۱۱۱ داره تو هدست خونده میشه.

 * به تنها چیزی که فکر میکنم اینه که باید درست فکر کنم و درست عمل کنم و درست از خدا کمک بخوام. پرواز را فراموش نمیکنم، پر پروازم رو همینطور ... .

 * همیشه پای یک زن در میان است، چطوری ماه؟

روز خوب

 * امروز عصر، یه عصر سخت ولی خوب بود. امروز معنی اینکه میگن حقیقت تلخه رو فهمیدم و اینکه برای شیرین زندگی‌کردن نباید سخت گرفت. مهم‌تر از همه اینا فهمیدم که میشه با یه برنامه‌ریزی درست به همه‌ی هدف‌های خوب رسید.

 * امروز استاد معارفم به طور کامل بهم گفت که من عرفه نفسه، فقد عرف ربه یعنی چی، امروز فهمیدم که چطور باید برم جلو تا با کمترین هزینه ضرر کنم. امروز استادم مثالی زد که در حقیقت خودم بودم، مثال تلخ شیرینی بود. یه استاد خوب، همیشه خوبه، یه استاد خوب یه دوست خوبه.

 * شاید امروز مثه روزهای دیگه بود، ولی خب امروز روز خوبی بود. میخوام روی چیزهایی که امروز یاد گرفتم فکر کنم و به کارشون ببندم.

 * امروز دوباره آسمون دلم بهاری بود، خیلی شاد ولی پراسترس، امشب ماه تو آسمون بهاری دلم پیدا بود (:

غدیر خم

 * باز زمان خاطرات خود را مرور می‌نماید، هر آنکس من مولای اویم... .باز آسمان لبخند شوقش را به یاد می‌آورد و باز نفس‌هایی که به شماره می‌افتد. آقا هزار و چهارصد سال در اول وصف تو مانده‌ایم، خدا ۱۰۰۱ است و تو ۱۰۰۰، آقا آنان که تو را خدای خود می‌دانند... .

 * عیدتون مبارک، امیدوارم به خوبی این شب خوب، همه به آرزوهای قشنگتون برسید.

خلاصه و مفید و مثبت

 * فکر کنم ترم بعد با یکی دیگر از اساتید گروه آمار آشنا میشم و نکته‌های جدیدی از آمار یک رو یاد میگیرم. ضمنا این پستمم شاید تکرار شد.

فردای من

 * فردا دوشنبه‌س، یه روز خوب، مثه همه روزهای دیگه که گذشت.

 * فردا من ۱ و نیم، سه و نیم جبر خطی دارم، یه ویژگی خیلی خوبی که این کلاس برا من داره اینه که ماهمم هست نیست چند جلسه خوردیم تو تعطیلی و بعد استاد هم زد تو دیوار چند جلسه رو، دیگه حسابی دلم برا سیر دیدنش تنگ شده، الهی قربونش برم

 * بعد ۳ و نیم، ۵ و نیم میان‌ترم آمار دارم، هر چند که خیلی میترسم ولی دیگه امید به خدا. یا نمره خیلی خوبی میگیرم، یا ترم بعد نمره خیلی خوبی میگیرم ((:

 * اومدم تو پاراگراف بالایی به جای ((: از استفاده کنم، دیدم واقعا حس منو منتقل نمیکنه. اینه که به همون نوع تکسیش کفایت کردم D:

 * خدایا من را برای ماهم، ماهم را برای من و ما را برای خودت نگه دار. خدایا تو میان‌ترم آمار هم بهم کمک کن.

لذت شناسی

 * سعی میکنم خودم از زندگی لذت ببرم تا اینکه کسی بهم کمک کنه تا از زندگی لذت ببرم (:

سکوت

 * ترجیح میدم به جای چسناله کردن، عکس پیدا کنم، متن بدزدم بزنم روش، بذارم تو وبلاگم (+).