نوشته های دکتر خودم

نوشته های دکتر خودم

اینجا من یعنی خودم در مورد خودم و خود خودم می نویسم
نوشته های دکتر خودم

نوشته های دکتر خودم

اینجا من یعنی خودم در مورد خودم و خود خودم می نویسم

the exam period is ending :D

 * چند وقتی -که اگه بین خودمون بمونه میشه گفت یک روز ِ :دی- هست که دارم کتاب English Grammar in Use، Raymond Murphy، Third Edition رو میخونم. بعد تو یونیت یکش، اینو یاد گرفتم که اگه یه کاری شروع شده در قبل و الان در حال انجام ِ و در آینده هم تموم میشه، باید از فــُرم I am doing استفاده کرد :دی ایشالا همینطور پیش برم انگلیسیم قوی میشه. عنوان هم از همین مورد انتخاب شده! بله دیگه! Very Excellent!

 * این چند وقتی که از پست قبلی تا الان گذشت، هم روزهای خیلی خوبی بود و هم خیلی بد. روز متوسط نداشتم در کل. فکر میکنم روحم یه شیش هفت سانتی جا باز کرد بین این کشاکش خوبی و بدی. امیدوارم که کاری نکرده باشم که باعث رنجش شده باشه که اگر شده باشه هم بینی و بین‌الله از قصد ِ شر نبوده. خدا بهترین تقدیرها رو پیش بیاره.

 * پنج‌شنبه پردازش تصویر دارم و شنبه تنظیم. امتحانا هم نه خوب بودن در حد عالی و نه بد در حد افتضاح. همین معمول بودن. چیزی که مــُــسـَلــَمه اینه که معدلم زیر ۱۶ میشه :| تا حالا مثلا تحقیق۲ رو شدم ۱۲.۵ (البته میدونم که بیشتر از ۶ نمیشدم در مجموع، بهم داده این نمره رو :دی). بعد بقیه هم هنوز معلوم نیست.

 * میخوام بشینم برنامه‌ای با سی++ بنویسم که ماتریس رو بگیره، بعد معکوسش رو بده :دی یکی از دوستان ظاهرا برای خانمشون میخواد، دیگه دلم سوخت گفتم این اول زندگی‌ییشون بذار یه کلاس مــَشتی جلو خانمش بذاره :دی وقتی برنامه نوشته شده اونو میشه از اینجا دانلود کرد: دانلود کد برنامه محاسبه معکوس ماتریس به زبان ++C.

 * احتمالا مجبورم برم سازمان سنجش برای این غلطی که تو انتخاب واحد کردم. اگه کسی چیزی در مورد سازمان سنجش میدونه، ممنون میشم بهم بگه.

 * به آقای حامد که برام پیام خصوصی گذاشته بودند: حامد جان متاسفانه سیستم بلاگ‌اسکای نشون نمیده که پیام خصوصی مال کدوم پست بوده، بنابراین من متوجه نشدم که شما در ارتباط با کدوم پست من ارسال نظر کردین. خوشحال میشم اگه بهم بگین در مورد کدوم پست بوده، تا بتونم از نظرتون به صورت کامل بهره ببرم. به هر حال ممنون به خاطر بودنتون.

دکمه >>

 * رو رادیو کاست‌های قدیمی یه دکمه بود شبیه »، بعد وقتی نوار داشت میخوند روش فشار میدادی صدا در حالت خنده‌داری تند میشد و میرفت جلو، الان من از اونا برای زندگیم نیازمندم.

 * دیروز تحقیق رو به معنای کلمه گند زدم، یعنی از هیچ تلاشی فروگذار نکردم در این زمینه. پنج‌شنبه هم صبح فرآیند دارم و عصرش توپولوژی. صبح ساعت ده بلند شدم و خواستم شروع کنم خوندن که استادم زنگ زد بیا دلم برات تنگ شده و تا حالا پیشش بودم. موضوع بحث همون پروژه‌ای بود که شروع کرده بودم و هنوز ادامه داره و اینا. ان‍شاالله از عصر هم شروع میکنم به خوندن اون دوتا.

 * در تلاشم تا گندی که تو انتخاب رشته زدم رو درست کنم، در موردش پنجشنبه یه پست نوشتم که وقتی دکمه انتشار رو زدم پرید :) دعا کنید درست شه کارم. موضوع هم از این قرار ِ که تو انتخاب رشته‌م آموزش‌محورها رو زدم :| بعد حالا فهمیدم چه چیزی خوردم :دی

 * الان هم دارم میرم سلف، غذا میگیرم و میرم خوابگاه، احتمالا کم‌کم شروع میکنم به خوندن. احتمالا از توپولوژِی شروع میکنم که بیشتر استادش رو دوست دارم :دی البته خدایی استاد فرآیند هم خیلی استاد دوست داشتنی هست، ولی خب، دکتر مصباح یه چیز دیگه‌ست.

 * فعلا که زندگی داره روی سگیش رو نشون میده، البته زندگی که خوبه خدایی، اصلن مگه زندگی چیزی هست که بتونه چیزی نشون بده، حالا میگفتم روزگار یه چیز دیگه، اصلن خفه شو! والا! هنوز نمیدونه فرق زندگی و روزگار چیه میاد اینجا زرت و پرت میکنه. بله خیلی هم خوب اصلا. پوتین برای سربازها، پول آب را جدا می‌دهیم، پول گاز را نمی‌دهیم، این چه رسمی است و اینا. مرگ بر دیکتاتور، چه با جوندو چه با تور، مرگ بر اینوری، درود بر اونوری. (خوبم! خوبم! همه چی تحت کنترله).

 * خودمونیم لذت‌بخش هم هست هر چی تو یه لحظه به فکرت رسید رو بیاری روی کاغذ :) مثل همون دکمه » خنده‌دار میشه صدای خوندنشون :)

من باب فوحش

 * این حقیر معتقدم که بعضی جاها نه تنها فحش دادن گناهی نداره، بلکه ثواب هم داره :|

 * ماجرا، ماجرای همون درس تحقیق ِ و استاد علیه الرحمه و درسی که من هیچی ازش نفهمیدم.

پشیـــمـــــــــون نیستم :دی

 * هفته بعد شنبه امتحانای پایان‌ترم شروع میشه، یعنی حاضرم قسم بخورم که هیچی ِ هیچی نخوندم :دی تازه میخوام عصر برم دانشگاه که از شنبه شروع کنم :)

 * شنبه تحقیق۲، پنج‌شنبه‌ش فرآیند ۱۰ تا ۱۲، توپولوژی ۲ تا ۴، یک‌شنبه‌ی بعدش عددی ۲ و پنج‌شنبه‌ش هم پردازش تصویر و شنبه‌ی بعد ِ بعدش هم تنظیمات.

 * اصلا هم از این نخوندن پشیمون نیستم، اصن آدم باید نخونده بتونه نمره کامل بگیره :دی والا!

 * در ضمن عنوان گندترین درس این ترم رو اهدا میکنم به تحقیق در عملیات ۲ به خاطر استاد چرتش و وقت‌تلف‌کننده‌ترین درس این ترم رو تقدیم میکنم به تنظیم خانواده، به خاطر مطلب‌هایی که هیچ وقت به دردمون نخواهد خورد (فقط یه جلسه‌ش به من نظر من کاربردی بود :دی).

 * راستش دیگه خسته شدم از این درسای دوره کارشناسی :دی

حمایت از دامنه .پارس

 یکی از ملاک‌های آیکن برای انتخاب یک پسوند از میان دو پسوند پارس و پاریس، میزان حمایت اعلام شده از سوی جامعه ایست که آن پسوند برای آن‌ها در نظر گرفته شده است. بنابراین همکاری هموطنان در رای دادن به عبارات پارس و خلیج فارس در این میان نقش اساسی بازی می کند. (+)

 * اگه شما هم میخواین از ثبت دامنه .پارس و .پرشین‌گلف حمایت کنید، لطفا به این سایت برید، نام واقعی و ایمیل خودتون رو وارد کنید و دکمه Sign Now رو بزنید. اگه دوست داشتین آدرس رو با دوستان خودتون به اشتراک بذارین.

 * ۵۰ هزار درخواست باید ارسال بشه که تا حالا ۳۵۵۵۹ درخواست ارسال شده، ۱۲ ساعت دیگه هم بیشتر وقت نیست.

نتیجه کنکور 91

 * رتبه: گرایش اول: 218، گرایش دوم و چهارم: 210، گرایش سوم: 203.

 * درصدها:

  •     زبان عمومی وتخصصی - 35/56
  •     ریاضیات عمومی - 28/33
  •     معادلات دیفرانسیل - 20/00
  •     امارواحتمال - سفید
  •     توابع مختلط - سفید
  •     جبر1 - سفید
  •     انالیزریاضی 1 - 56/67
  •     انالیزریاضی 2 - 60/00
  •     انالیزعددی 1 - 26/67
  •     جبرخطی - 43/33

 * معدل موثر: 14.37

 * امیدی برای دانشگاه‌های تهران نیست، ان‌شاالله سال بعد :)

روزهایی که گذشت - یک

 * شنبه میانترم عددی داشتم، به معنای کلمه و با تمام توان تا تونستم اونو گند زدم. از 5 تا سوال، دو تا نصفیش رو نوشتم و بقیه‌ش هم فرت!

 * این روزا سرم خیلی خیلی شلوغه، کلا وقتی نیست برای زنده بودن. حالا هر چند منم آدمی نیستم که خیلی به خودم فشار بیارم، کلا تو برنامه‌م چیزی عوش نشده، فقط این منم که حس میکنم وقت ندارم، و گرنه این من، همون منه و این وقت هم همون وقت.

 * پروژه‌ای کراولر وارد یه مرحله جدید خودش شده، هر وقت وقت الکی پیدا شه :دی میخونم تا بیشتر در مورد مکانیزم کراولرها بدونم. استادی که باهاش کار میکنم پری‌روزا بهم میگفت، تو این دانشگاه کسی به فکر کار کردن نیست :دی این ترم پایینیا که باید کار کنن که حال ندارن، این ترم بالایی‌ها هم که دیگه ازشون گذشته، البته شما (یعنی من :دی) با اینکه می‌بینم اصلا وقت ندارین خیلی خوب کار میکنین (اسمایلی دود سیگار از گوشه لب دادن بیرون و خیلی ریلکس کلاه از سر برداشتن).

 * پنجشنبه هفته قبل جشن فارغ‌التحصیلی بود. من نرفتم، چون معتقدم که من وقتی فارغ‌التحصیل میشم که جناب عزرائیل رو زیارت کرده باشم. دست از طلب ... .

 * به افسانه: توپولوزی داره وارد بخش‌هایی میشه که گفتم مشکلن :دی البته منم هنوز وقت نکردم ببینم استاد چی میگفت :دی ولی خب، معلوم که دیگه صرفا نظریه مجموعه بازی نیست.

 * نتایج کنکور تا آخر این هفته میاد، ولی من فکر نکنم که تا آخر هفته بعد ببینمشون (غلط کرد هر کی اینطور ادعایی کرد، تا آخر هفته‌ی بعدش مهلت انتخاب رشته تموم شده!) امیدوارم که اگه آبرو نمیاره برام، ازم آبرو هم نبره (منظور اینه که اگه من خراب کرده باشم، بقیه هم خراب کرده باشن :دی).

 * هفته بعد دوتا میانترم دارم، دوشنبه پردازش تصویر و سه‌شنبه فرآیندهای تصادفی. فرآیند که کلن تخیلی هست، پردازش هم که تخیلی شده جدیدا (از وقتی وارد مبحث پردازش در حوزه فرکانس - که ریاضی‌ها اونو بیشتر با موجک‌ها و سری‌های فوریه میشناسن- شده).

 * حدود چهل روز مونده به آخرین ترم تحصیلی‎م (با فرض رتبه آوردن تو کنکور)، نمیدونم چرا، ولی از همین الان دلم داره تنگ میشه برای این دانشگاه لعنتی، همکلاسی‌های پفکی، شهر چس...ی. میدونی چهار سال رو به سرنوشت اینجا گذروندم، روزهایی که مطمئنن اگه جای دیگه بودم وضعم الان این نبود. اعتراف میکنم که اینجا رو دوست دارم. به خاطر همه اون روزهایی که گذشت ... .

 * آدم وقتی عنوان پیدا نکرد، میتونه یه جمله بدیهی بنویسه و آخرش هم بنویسه «یک» یا «چهار». مخاطب هم که فکر میکنه قبلا چیزی بوده که این الان شماره رو یکی بیشتر کرده. بعدن هم اصلا لازم نیست یه مطلب دیگه‌ای باشه با همون عنوان و یه شماره بیشتر.