
* این چند دقیقهای که مونده به اذون صبح اومدم پشت سیستم که دیگه خدا خواست یه بکگراند برا دکستاپم قر و قاطی کردم. شما هم که اگه میخواین از اینجا دانلود کنید.
* اون شکله که نمودار کسینوس x و یکیش هم تقریب اون به وسیله سری تیلورِ، اون جمله هم که "خدا یک را آفرید، مابقی کار بشر است" از جملهی کرونکر اومده که "خدا اعداد صحیح را آفرید، مابقی کار بشر است" که من تصحیحش کردم :)).
* الان اذون صبح شروع شد، برا همه دوستان دعا میکنم، شما هم برا من دعا کنید.

* کتاب جبری خطی هافمن، صفحه ۷۸ تا ۹۰، محاسبات مربوط به زیرفضاها. این ۱۲ صفحه محتوی مطالعه این چند شب من رو تشکیل میده، اگه امشب دوباره شروع کنم این بار سومه که اینارو طی چند شب گذشته میخونم. بعضی قسمتهاش رو نمیتونم بفهمم. نمیدونم دوباره اینارو بخونم یا نه؟
* فعلن فصل ۳ رو شروع میکنم، اگه به این نیتجه رسیدم که باید دوباره بخونم، برمیگردم و دوباره شروع میکنم به خوندن.
* به عکس این پست اعتقاد دارم ولی خیلی وقتا تلاش دوباره آدم رو خسته میکنه. شاید این مشکل نفهمیدن از خنگ بودن من ناشی بشه، نمیدونم والا!

* این پست اصلن سیاسی نیست، من تو این سایته به سوالاش جواب دادم و گفت که گرایش سیاسیم اون نقطه قرمزه تو نمودار بالاست. گرایش سیاسیم چیزی در حد گاندیه.
* من گرایشم چپِ آزادگراست.
* اونوخ من با این اعتقاداتم چرا از چهگوارا خوشم میاد؟ :دی

* میخوام تو این یه ماهی که مونده دیگه حداقل یه کار مفید انجام بدم. میخوام یه افزونه فایرفاکس برای فرندفا بنویسم که کاربرا راحتتر بتونن استاتوس ارسال کنند. امیدوارم موفق باشم.
* برام دعا کنید.

* امروز ۳۰م مرداده، پس فردا اول شهریوره و این یعنی یک ماه دیگه ترم جدید شروع میشه و این یعنی این که صبح نمیشه تا ساعت ۱۲ خوابید، این یعنی باید ناهار و شام سلف خورد، این یعنی دوباره باید پول بدم برا کتاب، این یعنی ساعات طولانی از روز رو نمیتونم پشت کامپیوتر باشم، این یعنی نمیتونم نیم ساعت یه بار دکتر خودم رو بروز کنم، این یعنی باید برم دنبال خرحمالی برا کانون وبلاگنویسا، این یعنی تا دو هفته که همه دوستان منو ببینن باید جواب بدم که چرا بی معرفت بودم و تابستون یادی ازشون نکردم، این یعنی دوباره باید تو دلم به رئیس دفتر نهاد فحش بدم، یعنی اینکه باید دزدی بیام دزدی برم تا معاون حراست منو نبینه و نگه که خوب قول طراحی سایت دادی، این یعنی دو هفته فرار کردن از دست همکلاسیهای مونث برا سلام و علیک نکردن {:))) خداییش همه اینا به کنار، این آخری هم به کنار، من کلن تو سلام و علیک و ایجاد ارتباط اولیه مشکل دارم، خُ نمیدونم این چه رسمیه که هر کی خواست حرف بزنه باید اول احوالپرسی کنه، من چه خانما و چه آقایون رو به یه چشم نگاه میکنم و کاری داشته باشم مثلن میگم سلام آقای (یا خانم) فلانی، خسته نباشید و ... دیگه این همه کش و قوس که ملت میدن رو نمیدم (و البته بلد نیستم که بدم)، البته دوست دارم خودم رو اصلاح کنم ولی نمیتونم}.
* اول مهر یعنی شروع یه فرصت جدید، یعنی یه فصل نو، یعنی مستی ناشی از یادگرفتن چیز جدید، یعنی لذت کلاسهای دم غروب، یعنی دلستر و قدم زدن زیر درختایی که برگاشون میریزه با رفقا، یعنی بالا و پایین پریدن رو سر یه مساله برای حل شدنش، یعنی دیدن دکتر مصباح، یعنی خندیدنهای مارموزیک دکتر آرمند :)))، اول مهر فصلی نو برای شروع نوِ برا من.
* امیدوارم که شروع کنم به آدم شدن، به بالا رفتن و درجا نزدن. امیدوارم وقتی ترم مهر امسال تموم میشه از خودم راضی باشم. حتی بیشتر از راضی بودن!

* این فیلم رو که اینجا دانلود شده بود رو دیدم و الان گذاشتم که این دانلود شه. فیلم قبلی کیفیت نداشت، این دفه گذاشتم اون فرمت wmv دانلود شه که البته حجمش هم بیشتر خواهد بود.
* من خیلی از حرفهایی که استاد میزد رو نفهمیدم (انگلیسیم گفتم که در چه حده) ولی بعضی نکات این فیلم برا من جالب بود. اول چه کلاس باحالی دارن اینا!، اندازه کل دانشگاه ماست :)) بعد اینکه تو این کلاس از تخته سیاه و گچ استفاده میشه، خیلی حال میده، سوم اینکه استاد چقدر راحت درس میده و خیلی خودش رو مکلف نمیدونه به ادا و اطفار. چهارم اینکه چقدر این دانشجوا آرومن :دی پنجم اینکه چقدر خوبه که استاد مثالهای جالبی بلده.
* استادی که درس میده پروفسور گیلبرت استرانگ، ۷۶ ساله، لیسانس از دانشگاه MIT، فوقلیسانس از دانشگاه آکسفورد و دکترا از بنیاد علوم دانشگاه کالیفورنیاست. ۸تا کتاب تا حالا نوشته و ۱۳ بار هم جایزههای مختلف رو گرفته. الان علاوه بر استادی، عضو شورای بینالمللی ریاضیات صنعتی و کاربردی و صاحب کرسی در بنیاد بینالمللی علومه. آمریکایی هم هست و اینکه چندتا از ویدئوهای درسی ایشون رو میتونید اینجا ببینید.