
* فیلمی که اینجا دانلود کرده بودم، برا دیدنش Real Player میخواد که من رو سیستم ندارم، رفتم از سایتش بگیرم، ایران رو تحریم کرده، به هر زور و زاری بود دورش زدم، حالا نسخه ۶۴ بیتی نداره، همون نسخه ۳۲ بیتی رو با کلک و فوت کردن نصب کردم، اجرا نمیشه، سورسش رو هم نذاشته که خودم کامپایل کنم، دقیقن الان این وسط موندم که چیکار کنم. تو مخازن دبیان هم نتونستم پیداش کنم.
* دکتر خودم بین فیلم و لینوکس کدام را انتخاب می کند؟ {دیریدیدین برنامه امشب سینماهای تهران و شهرستانها}.
* بروزشده : Gnome MPlayer خودش میتونه این فیلم رو با صدا پخش کنه، کلا حکایت شده همون آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد!

* موسسه فناوری ماساچوست (MIT) یکی از بهترین موسسات علمی دنیاست. من به شخصه خودم خیلی به این دانشگاه ارادت خاصی دارم (ولی نه در حد دانشگاه پرینستون).
* این دانشگاه یه موسسه خصوصیه که در سال ۱۸۶۱ توسط ویلیام بارتون ایجاد شده، نزدیک به ۱۱ هزار نفر دانشجو داره و حدود ۱۰۰۰ نفر هیات علمی داره.
* شعار این دانشگاه ذهن و بازو (Mens et Manus) و تا حالا ۷۵ بار محققان این دانشگاه تونستن جایزه جهانی نوبل بگیرن.
* روی نقشههای گوگل شما میتونید دانشگاه MIT رو اینجا ببینید.
* یکی از نویسندگان کتاب جبر خطی که الان من در حال خوندنشم هافمنه که هافمن (Kenneth Hoffman) هم استاد این دانشگاه بوده {کتاب Linear Algebra نشر شده در Prentice-Hall که در ایران توسط دکتر فرشید جمشیدی ترجمه و با نام جبر خطی توسط نشر دانشگاهی توزیع میشه}.
* دانشگاه MIT بعضی از جزوهها، سوالات امتحانی و دستنوشتهها رو در سایت خودش قرار داده (به منظور دانشگاه مجازی) که میتونید از اینجا بهش دست پیدا کنید. برای رشته ریاضی هم به اینجا برید. جالب اینه که این جزوهها در بازار به فروش هم میرسن :)) {کلن ما استاد پول در آوردنیم :دی}.
* برای خودم که الان دارم جبر خطی این دانشگاه رو میخونم دیدن بخش جبر خطیش خیلی جالب بود، استفاده از تکنولوژیهای واقعن بروز در صفحه وبشون هم خیلی بهم حال داد. امیدوارم روزی بیاد که دانشگاهای ما هم اینطور بروز بشن.
* الان با این پهنای باند ناقصم دارم فیلم Independence, Basis, and Dimension رو که الان دارم تو کتاب میخونم رو از اینجا دانلود میکنم.
* نمیدونم چرا ولی یه استرس نشست تو جُونَم وقتی سایت این دانشگاه رو وارسی کردم، حس میکنم از اون چیزی هم که فکر میکردم بی سوادترم.گ
* تیتر خدای جذب بازدید کننده از موتورهای جستجوِ :)).

* یه آهنگ پیدا کردم یعنی از این نوع آهنگا!، یعنی صدا دارهها یارو!، آهنگشم قشنگه.
* خواننده این آهنگ بهنام صفویه و این از آلبوم عشق من باش به اسم عشق من باشه که شما اگه دوست داشتید میتونید از اینجا دانلود کنید، صداشم خیلی شبیه صدای رضا صادقیه.

* دیدین مثلن نیم ساعت از درس خوندن که گذشت آدم خسته میشه؟، خب در راستای پست قبلی نکاتی رو یافتم که به خودم -و اگه خواستید شما- کمک میکنه تا مثل آدم درس بخونم. {اوهوم اوهوم}. اکثر این راهحلهارو از http://answers.yahoo.com پیدا کردم و خودمم هنوز تست نکردم، نتیجه تست متعاقبا در پستی جداگانه به سمع و نظر امت خواهد رسید.
* تمرکز ۱۰۰ درصد وجود ندارد!، اینو قبلا تو کتابی که اینجا معرفی کرده بودم خونده بودم، هرگز سعی نکنین که اول کاری به زور تمام تمرکزتون روی مطلب باشه، حالا اگه یه ۱۰ دقیقه یه بار هم حواستون طرف شمسی خانم و اصغر آقا رفت اشکال نداره، ولی وقتی رفت دوباره سریع برش گردونین. دقیقا باید گاماس گاماس برید جلو.
* ذهن مثل یه ماهیچه میمونه، اگه تازه شروع به مطالعه کردین بهش فرصت بدین تا خودش رو آماده کنه. ابتدا ۲۰ دقیقه بخونین و سپس از جاتون بلند شید و یه دوری بزنید (بدون فکر کردن به درس) دوباره بیاید ۳۰ دقیقه بخونید و دوباره یه دور، اینکه میگن هر ۱ ساعت و نیم باید به خودتون استراحت بدین مال کتاب خونای حرفهایه، نه یکی مثل من که هنوز داره زور میزنه که درس بخونه. یه دورتون هم ۵ تا ۱۰ دقیقه باید طول بکشه.
* تلویزیون نگاه نکنید!، تلویزیون به راحتی میتونه ذهن شما رو درگیر خودش کنه و مانع بزرگی بر سر راه تمرکز شما باشه. بهتره از رادیو استفاده کنید. رادیو به تمرکز شما کمک خواهد کرد. (موزیکپلیر هم نیمتونه جایگیزین رادیو باشه، البته موجی مثل شبکه جوان رو بگیرید که خوابتون نبره موقع رادیو گوش کردن :دی). ظاهرا گوش کردن به یه موسیقی کلاسیک هم دوای درد بعضیها در این مورد بوده!
* سیگار نکشید! (اینو یارو همینطور چیزی گفته، آدم مگه خره که سیگار بکشه :دی -- با عرض احترام به همه سیگاریهای محترم).
* همیشه دم دستتون آب برای خوردن باشه، به عبارتی تا میتونید آب بخورید :دی از خوردن مواد کافئین دار هم پرهیز کنید، حالا یه نکتهای که برای خود منم حل نشده موند این بود که چایی هم کافئین داره؟ {من اگه چایی نخورم میمیرم {انشاالله گفتن حضار :))}}.
* همینارو تست میکنم، جوابش رو که گرفتم میرم سراغ نکات بعدی.

* دقیقا درس خوندن من مثه غذا دادن به یه بچه ۱ سال و ۲ ماهه میمونه. پدرم در میاد تا بیفتم رو ریل و شروع کنم از درس خوندن لذت بردن، دقیقا باید اینقدر بزی بزی بکنم تا علف شیرین در بیاد :)).
* اونوخ مهم اینه که گاماس گاماس!، آره داداش، گاماس گاماس ;).

* یکی از دوستام چند روز پیش بعد از ماهها زنگ زده که فلانی داری اینقدر پول به من قرض بدی؟، گفتم والا من الان کل زندگیمم بفروشم اینقدر پول نمیشه که بدم تو، گفته مگه پستههاتون رو نفروختین؟ {واقعن ملت آخرشن!، خیلی رعایت ادب کردم که نگفتم فضول نباش} گفتم نه هنوز هیشکی پستهای نچینده از درخت، خیلی گیر داد، گفتم خوب اگه تونستم جور کنم خودم بهت زنگ میزنم {پیچوندن ماجرا} گفت تا کی میتونی؟ گفتم اگه بتونم تا آخر هفته. بعد الان دوباره زنگ زده که تونستی؟، گفتم امروز چند شنبهس؟، گفت چهارشنبه، گفتم خب من گفتم آخر هفته، یعنی پنج شنبه یا جمعه، گفت یعنی چی؟، من به این پول احتیاج دارم {جااااااان؟، خب به من چه مربوط؟} گفتم خب من چیکار کنم، الان ندارم!، دوباره شروع کرد حرف زدن که احتیاج دارم و اینا! آخرشم گفت فردا دوباره زنگ میزنم و قطع کرد.
* نمیدونم این بندهخدا فکر کرده ما تو خونهمون (یا مثلن باغامون) درخت پول داریم؟
* کلن فکر کنم نباید با خیلیها مودبانه حرف زد و براشون شخصیت قائل شد. هر چند که کلن من شاید شخصیت برا کسی قائل نشم ولی هیچ وقت هم بهش توهین نمیکنم {خب یکی بیاد بگه این با شخصیت قائل شدن چه فرقی داره؟، والا!}، یعنی کلن بخواممم نمیتونم توهین کنم.
* به همین دلیل بالایی من از زندگی کردن در خیلی از شهرها مثل تهران متنفرم. با تمام احترامی که به دوستان تهرونی قائلم ولی پشت چهره اکثر این جنتلمنها و میسزهایی که تو خیابونهای تهرون هست مردمیه که اگه پاش بیفته حاضرن اجداد هم رو جلوی چشم هم آباد کنن.
* به همین دلایل همیشه افتخار کردم که تهرونی نیستم و از وقتی هم که فهمیدم دنیا دست کیه خوشحالم که کرمونیم. هر چند که خیلی از امکانات به صورت ناعادلانه فقط تو تهرون توزیع شده. از آبی که میخوری بگیر تا مثلن خوشگلی زناشون :)).
* الان احساس میکنم یاورم {همین پسره روستایی که تو سریال فاصلهها بود}.

* از اول کاری که وبلاگ خود خودم رو زدم و شاید از اول زندگیم، همیشه یه تفکر رو داشتهم و اونم این بوده که : "از هر چی میترسم، آخرش همون به سرم میاد."، مثلا اینجا یه نمونهی کوچیک شدهش هست که ناشی از اون تفکر شده (اونجا که گفتم آخرش باید یه ذرت فروش شم)، حالا اتفاقی دیشب داشتم تو فرندفید میچرخیدم که یکی یه عکسی گذاشته بود که از یک بیماری بود و یکی هم کامنت گذاشته بود که "نمیگم بیچاره، چون میترسم سر خودم بیاد" و یکی دیگه اومده بود گفته بود که قانون جذب!، جالبه! تو ریاضی و نظریه مجموعهها هم قانون جذب داریم! (تو ریاضی قانون جذب اینه :
)، فکر کنم تو فیزیک هم باشه.
* قانون جذب به صورت کلی یعنی این : "هر انرژی تمایل به جذب انرژی همانند خود را (در شکل کاملتر) دارد". یعنی من به هر چی که فکر کنم، پس یه هالهای از انرژی از همون نوع برا من به وجود میاد و اون هاله شکل کاملتر و تکامل یافتهترش رو جذب میکنه.
* چندتا مثال :
* خیلی سخته که همیشه مثبت فکر کنیم ولی بهتره که سعی کنیم مثبت فکر کنیم. برای رسیدن به هدفهامون یک راه بیشتر وجود نداره و اون هم خود مائیم. تفکر مثبت عامل همه موفقیتهاست.