-
میرسد اینک بهار
یکشنبه 29 اسفندماه سال 1389 18:33
* سال خوبی رو برا همه آرزو میکنم. همین! * دو ساعت نشستم پست زدم پرید
-
دومین
یکشنبه 22 اسفندماه سال 1389 10:23
* دیشب مثل این خوشحالها رفتم و چندتا دومین دوحرفی و یهحرفی خریدم؛ بعد امروز استف بهم ئیام داده که امکان ثبت دامین یک حرفی وجود نداره (: دیدم ثبت نشده بود؛نگو که دلیل داشته. * هیچی شاید بعضی وقتا خواب نبینی موضوعی رو، ولی تو بیداری هم امکان وجودش نیست (: دیشب هی من به این مرتضی میگفتم یعنی چطور میشه که این دامینها...
-
با عرض پوزش
سهشنبه 17 اسفندماه سال 1389 14:21
* ای ریدم تو کله استاد تحقیق در عملیات که رید به جبر خطی و درس تحقیق. * خیلی عصبیم از دست استاد.
-
تاریکی
دوشنبه 16 اسفندماه سال 1389 21:09
* از سر شب که اومدم پشت لپتاپ مهدی، میخواستم در مورد عشق و عاشقی و دلگرفتگی و ماه و من و تاریکی و اینا بنویسم که نشد (: * راستش سر شب خیلی دلم گرفته بود (اوووووووووووق) گفتم بیام یه کم اینجا چس ناله کنم شاید درست شه که قبلش رفتم فروم (این عکس رو گذاشتم و اونجا آنلاین شدم)، هیچی چندتا آدم با شعوری در حد بز وقت منو...
-
پیچش
یکشنبه 15 اسفندماه سال 1389 14:44
* من الان باید سر کلاس تحقیق در عملیات باشم، ولی چون به دلایلی که ذکر شد (: این جلسه رو پیچوندم و اومدم سایت.گ * من موندم چیکار بکنم با این درس :(( نه کتاب درستی داره، نه استاد درست :( * اااااااااااااااااق.
-
چند خط ...
پنجشنبه 12 اسفندماه سال 1389 17:25
* دنبال دل تو راه افتاد دلم در وسوسهی گناه افتاد دلم میخواست ستارهای بچیند از تو توی گل و لای ماه افتاد دلم * شاید بتوان راه بیانش را بست یا اینکه رگ خون روانش را بست زخمی که روایتگر دردی باشد با چسب نمیتوان دهانش را بست * در اوج یقین اگرچه تردیدی هست در هر قفسی کلید امیدی هست چشمک زدن ستاره در شب یعنی تو چمدان...
-
تحقیق در عملیات
یکشنبه 8 اسفندماه سال 1389 14:25
* الان سر کلاس تحقیق در عملیات بودم، یعنی من هر چی از جبرخطی لذت بردم داره از این کلاس بدم میاد ): البته خود درس خیلی قشنگه ولی استادش درست نمیتونه درس بده، کتابش هم کتاب نیست ): * الان نمیتونم بنویسم، چون دوستان میان و نمیشه با خیال راحت فحش داد؛ جالبی قضیه به اینجاست که الان یکی از دخترای کلاسمون هم اومد تو سایت،...
-
درباره شاگرد اولی
پنجشنبه 5 اسفندماه سال 1389 13:03
* من این ترم هیچ چارهای ندارم جز اینکه شاگرد اول شم؛ ترم قبل حدودن هدف تاپشدن بود که شد، این ترم باید شاگرد اول شم، هیچ راهی هم نداره. * برای این هدف من باید اندازه یه شاگرد اول درس بخونم، البته یه پیشنیازهایی هم داشت که یکیش سبکتر شدن برنامه بود که با حذف آمار ۲ و برداشتن زبان تخصصی شد (البته ۲ واحد عمومی هم...
-
دندون عقل
دوشنبه 2 اسفندماه سال 1389 11:46
* یه سوال! چرا به دندونی که تو این سن پیداش میشه میگن دندون عقل؟، مثلن چرا نمیگن دندون چشم؟؛ اصلن چرا تو این سن باید دندون در بیاد تو دهن آدم؟، آخه این چه وضعشه؟، مسئول این نابسامانیها کیه؟ * من دو سه روزی هست که دندون عقلم داره خفن در میاد! آی درد داره! آی درد داره! (حالا نه به این شدت، ولی بعضی وقتا تمرکزم رو به هم...
-
کنکور عمومی
پنجشنبه 28 بهمنماه سال 1389 18:17
* دقیقا من الان بعد از کنکور دروس عمومی دارم این پست رو مینویسم (البته دقیق دقیق هم نه! بعد از کنکور عمومی و از کافینت)؛ هیچی! رفتیم کنکور دادیم، هیچی هم بلد نبودیم! :( *ریاضی عمومی که همهی سوالاش از ریاضی ۳ اومده بود و من هنوز این ترم دارم پاسش میکنم، این که از این. *معادلات که من هنوز این ترم دارم (: * آمار!...
-
دقیقن همین چند روز
چهارشنبه 27 بهمنماه سال 1389 18:24
* الان یه سوالی که متوجه من شده اینه که پسر من این ترم چطوری زنده بمونم؟! هنوز که استادا داغ نکردن و اینا وقت آزادم به شدت پر شده، دیگه چی میخواد بشه وسط این ترم! اوخ اوخ اوخ! * برا یکی از استادایی که این ترم درس دارم (همون که اونروز گفتم زنگ زده و اینا) دیروز رو لپتاپش گنو/لینوکس مینت ۹ نصب کردم، خیلی خوشحال و...
-
ذوق مرگی
جمعه 22 بهمنماه سال 1389 00:50
* واااااااااااااااای :) الان داشتم وبلاگ یکی از دوستام رو میخوندم، آقا خانوم نویسنده پست نوشته و بعد آقاش اومده براش کامنت گذاشته، حالا برا هر کی هم که جذاب نباشه، شما که نمیدونید من چقدر ذوق کردم :دی یعنی نزدیکه این ذوق مرگیم صدا دار بشه و بابام با لگد از خونه بندازتم بیرون ((: * از ته ِ ته ِ اون ته ِ د ِ لَم براشون...
-
جمعه
جمعه 22 بهمنماه سال 1389 00:04
* فردا جمعهس و این یعنی این که من پسفردا باید برم دانشگاه، خیلی خوبه این، هرچند وقتی به خوب بودنش فکر میکنم ضربان قلبم میره بالا و نمیدونم آینده این خوبی چی میخواد بشه. * بعد هفته قبل یکی از بچهها گفت برو پیش یکی از اساتید، برنامهنویس پیاچپی میخواد، رفتم و بندهخدا کارش رو بهم گفت و اینا، ولی من هنوز براش ننوشتم...
-
باگ و امروز پلیسی من
پنجشنبه 21 بهمنماه سال 1389 00:17
* امروز صبح همینطور تو خواب و بیداری بودم که داداشم زنگ زد adslت امروز تموم میشه، میخوای تمدید کنی و اینا، دیدم که من نیستم تو خونه که بخوام استفاده کنم، بقیه هم کاری به کار این کارا ندارن، دیگه گفتم نه!. * بعد همینطور داشتم تو خواب دنده عوض میکردم و میچرخیدم که مرتضی اساماس داد که چرا کافه رو بستی؟ (کافه یکی از...
-
همستر
سهشنبه 19 بهمنماه سال 1389 18:12
* همستر یکی از معدود موجوداتیه که من دوست دارم. * ۳ بار این پست رو نوشتم و پاک شد، گفتم شاید قضا (و نمیدونم شاید قدر) این باشه که اصلن من در مورد همستر ننویسم.
-
عقل و دل
دوشنبه 18 بهمنماه سال 1389 20:33
* بعضی از معادلهها هست که وقتی میخوای با عقل حلشون کنی، هر جوابی که بدست میاری، یه تناقض جدید پیدا کردی با چیزی که تا حالا نمیدونستی. اینطور مواقع دو راه داری، یه کلن معادله رو پاک کنی و بیخیال حل کردنش شی و یا وسیلهای که با اون میخواستی معادله رو حل کنی عوض کنی. * چند وقتیه که یکی از این معادلهها برام پیش اومده،...
-
غولک
دوشنبه 18 بهمنماه سال 1389 15:00
* من این هفته از شنبه، روز اول شروع شدن دانشگاه رفتم دانشگاه، صبح که به کلاس گراف نرسیدم و شکر خدا تشکیل هم نشد، ظهر کلاس ریاضی تشکیل نشد، یکشنبه صبح معادلات داشتم که تو گلستان هنوز کلاسش هم معلوم نبود (تازه استادش هم عوض شده بود، من دیگه اعتراضی به این امر نداشتم، چون عادت دارم + )، ظهر هم که تحقیق بود و باز...
-
ترم جدید
شنبه 16 بهمنماه سال 1389 00:03
* من فردا وارد ترم ۶ زندگی ِ دانشگاهی ِ خودم میشم. ترمی با ۱۹ واحد درس تخصصی، ۴ درس ۴ واحدی و یک درس ۳ واحدی. * احتمالا ترم ِ بعد ترم ِ سختی خواهد بود، چون تو اکثرشون مفاهیمی هست که من تازه یاد میگیرم، چیزی نیست که به قول دکتر افشین بخوام از قبل مودیفای کنم :) * امیدوارم که ترم بعد بیشتر از ترمی که گذشت تلاش کنم و از...
-
خودسانسوری
جمعه 15 بهمنماه سال 1389 01:10
* میدونی من همیشه از خودسانسوری بدم میومده (نه که حالا از بی حیا گیری خوشم بیاد)، یکی از دلایلی که این وبلاگ رو زدم همین بود، لااقل بنویسم با اسم مستعار. * میدونی میگن جهان سوم جائیه که مردمش مهمترین حرفهای زندگیشون رو نگفتن، نوشتن. * حالا همین وبلاگ داره باعث خودسانسوری من میشه (هنوز نشده، حداقل چون الان دارم این...
-
Love Equations
پنجشنبه 14 بهمنماه سال 1389 00:21
* من همیشه به اعداد ایمان داشتم ... به معادلات و منطق و برهان، که منجر به دلیل و خرد میشن، اما بعد از یک عمر زندگی و سرو کار داشتن با این مقولات، سئوال میکنم! چه چیزی واقعا منطق است؟ چه کسی دلیل و خرد را قضاوت میکند؟ جستجو و تلاش من مرااز میان مرزهای فیزیک، متافیزیک، توهم، عبور داد و سپس در باز گشت، من مهمترین کشف همه...
-
زندگی خرسی
سهشنبه 12 بهمنماه سال 1389 12:02
* زندگی من مثل زندگی خرسی میمونه که از هر کوزه عسلی که دید، یه انگشت عسل میخوره و رد میشه میره سراغ بعدی، نمیشینه یه دل سیر بخوره و همهش میخواد ببینه اون کوزه بعدی چطوره. حالا کجای زندگی من اینطوره؟ قسمت برنامهنویسیش. من از هر زبان برنامهنویسی که یه ذره خوشم اومده باشه یه تیکه میدونم، دیگه روش صبر نمیکنم که مسلط...
-
ترمی که گذشت ...
دوشنبه 11 بهمنماه سال 1389 19:57
* ترمی که گذشت برا من ترم خوبی بود، در مورد دیتلش (اوو چی میگین شما ایرونیا؟ ریز امر یا جزئیات! آره جزئیات :دی) چیزی ندارم بگم جز همین که نتیجه زحمتام رو گرفتم. این خیلی خوبه، حداقل این که من خودم رو به خودم ثابت کردم و اینکه من اگه بخوام میتونم، هر چند احتمالا شانس هم با من بوده :) * و اما در مورد ترم بعد، همونطور که...
-
الافانه
دوشنبه 11 بهمنماه سال 1389 10:53
* دیروز که روز انتخاب واحد ما بود به جبر آموزش سیستم برای انتخاب واحد باز نشد که نشد و من (و البته سایر ۸۷یون) مجبور شدم که امروز بیام انتخاب واحد، امروز هم که روز انتخاب واحد ۸۸ و ۸۹یاست، دیگه جای دشمنتون خالی، اینقدر سایت شلوغ بود که نگو (من نامردم تا آخر دکترام یه لپتاپ نگیرم). * به هر زور و زاری که بود، با...
-
برنامه ترم بعد من
جمعه 8 بهمنماه سال 1389 23:03
* امشب از ساعت ۸ (بعد از پست قبلیم) تا همین الان درگیر بودم تا بالاخره تونستم برنامه ترم بعدم رو بچینم، اینقدر اوضاع پیچیده بود که دهنم سرویس شد ولی شکر خدا آخرش یه چیزی از توش در اومد. * اگه خدا بخواد و بد و بلایی انشاالله پیش نیاد، ترم بعد من اینارو دارم : ۱۰ - ۱۲ ۱۳:۳۰ - ۱۵:۳۰ ۱۵:۳۰ - ۱۷:۳۰ شنبه نظریه گراف زبان...
-
هععععی
جمعه 8 بهمنماه سال 1389 19:53
* هعععععی صدای آواییه که خیلی تو بعضی از نوعهای خاص قدم زدن به کار میره، وقتی که نمیدونی باید چیکار کنی و یا در بعضی موارد که نمیتونی کاری بکنی. * تنها چیزی که الان میتونم بگم یه هععععععععععععععععععععععععععععععععععی بلنده، البته نه به این بلندی، چون در غیراینصورت تو خونه هم باید جواب بدم که چه مشکلی پیش اومده و من...
-
برای آزادی
جمعه 8 بهمنماه سال 1389 01:37
* بهانه نوشتن این پست رو accessnow.org بهم داد، این سایت مدافع آزادی بیانه و هرجایی که صدای اعتراضی بلند بشه و سرکوب بشه ازش حمایت میکنه (البته این سایت بیشتر مدافع آزادی دسترسی به اطلاعات در اینترنته). من جبههگیری سیاسی خودم رو قبلا اعلام کردم ( + و + و + )و گفتم که این نظام رو نظام خیلی خوبی میدونم ولی با خیلی...
-
یادداشتهای بیت نیمسوز
سهشنبه 5 بهمنماه سال 1389 16:04
* یه نگاره (image) لاتک بود که تو دانشگاه دانلود کرده بودم، ولی حالا اومدم تو خونه دیدم ناقص دانلود شده :/ ناچارا تو این فقر سرعت دوباره گذاشتم دانلود شه. حجم فایل حدود ۱.۹ گیگه و من برای دانلود از aria2c که یه نرمافزار خیلی قوی تحت خط فرمان تو لینوکس هست استفاده کردم و این نرمافزار هم تقریبا دهن شبکه منو سرویس کرده...
-
حقیقت، مساله، این
دوشنبه 4 بهمنماه سال 1389 22:16
* چند ثانیه اول فیلم a beautiful mind مدیر دپارتمان ریاضی دانشگاه پرینستون (و شاید رئیس دانشگاهه) خطاب به نخبههایی که تو اتاق در مراسم معارفه شرکت کردند میگه : Mathematicians won the war. Mathematicians broke the Japanese codes ... ... and built the A-bomb. Mathematicians, like you. * این تیکه خیلی برا من مهیجه، یه...
-
سرعت تایپ من
یکشنبه 3 بهمنماه سال 1389 14:04
* امروز همینطور که تو بروزشدهها میگشتم رفتم به وبلاگ درد و دل با خدا ، بعد تو سایدبار وبلاگش یه کد دیدم که شبیه همینیه که بالاست بود، رفتم و تست دادم و نتیجه رو هم که الان میتونید ببینید، ۳۳ کلمه در دقیقه :) * شما هم امتحان کنید با کلیک بروی این .
-
زندگی من
جمعه 1 بهمنماه سال 1389 22:32
* آرزو تو وبلاگش یه پست گذاشته بود که میتونید از اینجا بخونید (پیشنهاد میکنم قبل از خوندن این پست بخونید پست آرزو رو، حرف خیلی از ماهاست که البته با خودمون تعارف داریم و جرات گفتنش رو نداریم)، منم نظر خودم رو گفتم، نمیدونم دچار یه خودشیگفتگی مزمن شدم یا این نظر بیش از حد برام رکه، به همین خاطر با اجازهی آرزو نظرم رو...